موج سوم-قسمت6
برخورد امواج
موجهای آینده
· زمانی که موجی واحد در کشوری تسلط مییابد:
الگوی توسعهی آینده به راحتی قابل درک میشود، اهداف مشخص میشود ( تعین اهداف ) و همهی جامعه به سوی آن حرکت میکنند. در این صورت همه افراد میتوانند تصویری روشن و پیشبینی درستی از آینده داشته باشند.
· هرگاه جامعهای با دو یا سه موج تحول همزمان مواجه شود که هیچ کدام مسلط نباشند:
تصویر آینده میشکند و در هم میریزد و طبیعی است در این حال فهم و درک تحولات و تعارضات آینده مشکل است. در این صورت برخورد امواج گردابهای بزرگی به وجود میآورد که جریانهای مهمتر و عمیقتر تاریخی را در اعماق خود پنهان میکند. این وضعیت به راحتی در ایران قابل مشاهده است: ایران کشوری است که به غیر قابل پیشبینی بودن مشهور است، مثلاً در یک انتخابات پیشبینی میشود مردم شرکت نکنند ولی به یک باره اکثریت مردم شرکت میکنند. هم چنین میبینیم که متخصصین و تحصیل کردههای ایران نمیتوانند پیشبینی و تحلیل درستی از آینده داشته باشند ولی در کشورهای پیشرفته اغلب پیشبینیها نزدیک به واقعیت است.
برخورد امواج دوم و سوم در همه جا تنشهای اجتماعی، تعارضات خطرناک، و تضاد و دوگانگی ایجاد کرده است. مثلاً در آمریکا سیاهپوستان و یهودیان با وجود اتحاد و اشتراک عقیده، در مبارزه علیه تبعیض نژادی با یکدیگر درگیر شدهاند. در بسیاری از کشورها کارگران که از سیاستهای مترقی نظیر توزیع مجدد درآمد بهرهمند بودهاند اکنون در زمینههایی نظیر حقوق زنان و قوانین خانواده مواضع ارتجاعی میگیرند. سیاستمدارانی مثل جیمی کارتر را میبینیم که در قبال مسائل اقتصادی از نگرشهای محافظه کارانه و نسبت به هنر، اخلاق جنسی، و حقوق زنان از مواضع آزادی خواهانه حمایت میکنند.
در حقیقت کلید درک معمای جهان فعلی چیزی نیست جز درک مبارزهای که یک طرف آن را طرفداران نظام صنعتی و طرف دیگر را طرفداران سرنگونی آن تشکیل میدهند. مهمتر این که خواه به تدوین سیاستهای یک مملکت مشغول باشیم، یا تنظیم خط مشیهای یک شرکت بزرگ، یا بخواهیم برای هدفهای زندگی فردی برنامهریزی کنیم ( تعیین اولویتها )، در هر حال ابزاری جدید برای تغیر آن جهان در دست خواهیم داشت.
در قمستهای بعد به تحولات دو موج اول و دوم نگاهی عمیقتر خواهیم انداخت تا برای بحث درباره « موج سوم » آماده شویم.