100راهکار برای موفقیت و رسیدن به سقف درآمدی :

 

جرات تغییر راداشته باشید.

زیاد کنترل کننده نباشید.

داشتن روحیه ی سگ دو زدن را کنار بگذارید.

ضرب الاجل های خود را بزرگ جلوه ندهید.

در آفیس ، بیکار نباشید.

از لاف زدن بپرهیزید.

از جلسات گروهی حداکثر بهره را ببرید.

خدای پیگیری باشید.

از برنامه نوشتن کوه نسازید.

این عبارت را به خاطر بسپارید: برای سقف درآمدی باید جون کند .

از پیگیری های خارج از آفیس حداکثر استفاده را ببرید.

به جای لعنت تاریکی ، شمعی روشن کنید.

همواره خنده بر لب داشته باشید.

از بالاسری ها استفاده کنیم.

به خاطر داشته باشیدکه سپاسگزاری کنید.

خوش قول باشید.

بین معنویت وگلدبیز ، پلی ایجاد کنید.

آفیس خودرا شادی بخش و دلنشین کنید.

زنگ تفریح داشته باشید

فهرستی از تقدم های شخصی خود تهیه کنید.

بیشتر بشنوید تا اینکه بگویید.

با هم آفیسی های خود رابطه ی دوستی برقرار کنید.

این شعار رابه خاطر داشته باشید: اول خواستن دوم ماندن .

از عبارت من نمی توانم جدا اجتناب کنید.

از تاثیرات بالقوه وپر تنش تعهدات خود آگاه باشید.

عادات ورسوم خود را بررسی کنید وآمادگی تغییر بعضی از آنها را داشته باشید.

برزمان حال متمرکز باشید.

دقت کنید چه می خواهید.

با نشاط ودیوانه کار باشید.

همیشه شاگرد باشید.

از شنیدن نه دیگران بیم نداشته باشید.

این واقعیت را بپذیرید که گهگاهی روزی واقعا بد هم خواهید داشت.

الگوهای رفتاری را بشناسید.

از خود نسبت به دیگران؛ توقع بیشتری داشته باشد.

خود را تحسین کنید.

مردانه کار کنید.

دردام هوا وهوس نیفتید.

عادت کنید همیشه مهربان باشید.

آرزو نکنید آفیس دیگه ای می بودید.

از خود بپرسید : آیا بهترین استفاده را از این لحظه می کنم؟

تعلل کردن را متوقف کنید.

از خرد خود آگاه شوید.

قدرت رابطه ی دوستانه را درک کنید.

بسرعت خود را بیابید.

زمینه های تنش زا رادر آفیس بوجود نیاورید.

ترس از سخنرانی در حضور جمع را به دور اندازید.

در کار جدی باشید.

فراسوی نقش ها را ببینید.

از ارزش گذاری موارد شخصی اجتناب کنید.

هنگامی که خواستار نصیحت هستید به آن توجه کنید.

از ترددهای روزانه ی خود بهره ببرید.

از جدال هایی که به پیروزی منجر نمی شوند دست بردارید.

تنش و استیصال را به چشم عوامل مخل موفقیت خود ببینید.

این حقیقت را بپذیرید که تقریبا همیشه کسی هست که از دست شما عصبانی شود.

نگذارید افکارتان شما را عصبانی کند.

بی کفایتی ها را پیش بینی کنید.

بسرعت اظهار نظر نکنید.

ناسازگاری های شخصیتی را رها کنید.

از مسائل قابل پیش بینی عصبی نشوید.

تنبلی نکنید.

در مواجهات ملایمت به خرج دهید.

سه مهارت : پاسخگو بودن ، پذیرا بودن و معقول بودن را به خاطر داشته باشید.

از شکایت کردن دست بردارید.

عجله کنید وکار را انجام دهید.

در آینده ای که هیچ برنامه ای برایش ندارید زندگی نکنید.

کاری کنیدکه دیگران احساسی خوب داشته باشند.

از صمیم قلب رقابت کنید.

هنگامی که نمی دانید چه کنید با لیدرتان مشورت کنید.

بپذیرید که نگرش ، نگرش را تعیین میکند.

قبل از حالت دفاعی به خود گرفتن به آنچه گفته می شود توجه کنید.

تا آنجا که می توانید کارها را تکمیل کنید.

روزی ده دقیقه ورزش کنید.

کارها را بین دیگران تقسیم کنید.

حضور خود را در آفیس تقویت کنید.

بیاموزید بدون نگرانی شکم سیری بزنید.

بینش داشته باشید.

نگذارید همکاران منفی باف روحیه ی شما را ضعیف کنند.

خودتان را در یابید.

خودتان را ببخشید ؛ شما انسان هستید.

ذهنتان را در حالت حنثی نگه دارید.

به دنبال حاشیه نروید.

بی نظم نباشید.

پنیر قبلی را رها کنید.

دایره ذهنی خود را بگسترانید.

عامل نگرانی را محو کنید.

آنچه را می خواهید درخواست کنید. وبرای بدست آوردنش اصرار کنید.

با عشق و احترام با دیگران صحبت کنید.

از انتقادها کوه نسازید.

فول تایم باشید.

دروغگو نباشید.

بهترین باشید.

پندار نیک ، گفتار نیک و کردار نیک داشته باشید.

تداوم مشکلات را باور نداشته باشیم.

مشکلات و مسائل را عواملی برای اصلاح روش ها و دیدگاه ها ی خود در زندگی بدانیم.

بزرگ باشید وبزرگ فکر کنید.

پارادایم شیفتز 100% بشوید.

روی اصول کاری پا فشاری کنید.

بر روی تکثیر موثر کار کنید.

آموزش وتکرار آموزش را هرگز هرگز فراموش نکنید.

تصوير ذهني سازماني (قسمت پنجم)

 
 تصوير ذهني سازماني
تصوير ذهني و يا OSI آيينه اي در مقابل سازمانهاست كه آنها را قادر مي سازد تا وضعيت دروني و بيروني خويش را بصورت واقعي در آن به نظاره بنشينند و پاسخ دقيق اين سوالات را در آن ببينند كه آيا سازماني موفقند و يا ناموفق ؟ آيا سازماني در خور ستايشند و يا خير ؟ نقاط قوت وضعف درون سازماني و برون سازماني (فرصت ها و تهديدها) آنها چيست ؟ آيا نيروي انساني آنها ، افرادي با انگيزه و داراي خود انگاره مثبتي ميباشند و يا خير ؟ مديران آنها ، نيروهايي كار آمد ، توانمند و داراي تصوير ذهني مثبتند و يا خير ؟
نقطه نظر خارج سازماني ، اعم از ديدگاه مشتريان ، سازمانهاي ديگر و مسئولين بالاتر و غيره در رابطه با آنها چه ميباشد ؟ ميزان رضايت افراد درون و برون سازماني از سازمان چقدر است ؟ و صدها سؤال مشابه ديگر ، كه در حقيقت مي توان پاسخ آنها را در اين آيينه يافت .
OSI نشان دهنده بخش نانوشته و نامحسوس هر سازمان ميباشد و شامل ارزشهاي غالب مورد حمايت آن سازمان و فلسفه اي است كه خط مشي هر سازماني را به سوي نيروي انساني درون وبيرون آن هدايت مي كند . خود انگاره هر سازماني به فلسفه وجودي ، ابعاد و ويژگيهاي آن سازمان اشاره دارد و عبارت است از مجموعه باورها ، درك ، استنباط ، تفكر و يا انديشه هاي انسان هاي مرتبط با سازمان ، اعم از نيروي انساني ،مشتريان ، مسئولين ، رقبا و غيره در خصوص سازمان .
تصوير ذهني سازماني ، عبارت است از برايند  تصاوير ذهني فرد فرد انسان هاي درون و بيرون مرتبط با سازمان كه در اين ميان ، OSI  مديران ارشد سازمان ، از اهميت و تاثير گذاري بيشتري برخودار است به گونه اي كه هر چه قدرت سازماني يك فرد بالاتر باشد تصوير ذهني سازماني او نيز براين برايند بيشتر ميباشد .
خود انگاره سازماني ، تصويري است كه نيروي انساني يك سازمان از هويت ، ارزش ها ، اهداف و توانائي ها ي سازمان خود در ذهن دارند ودر حقيقت طرز تفكر و نگرش نيروهاي هر سازمان از آن سازمان است . OSI  تعيين كننده مرز سازمان ها و شامل مجموعه ارزشها  هنجارها و رفتارهاي موجود در يك سازمان است .
تصوير ذهني سازماني در حقيقت ، نحوه نگريستن انسانهاي مرتبط با سازمان به آن ميباشد و شامل مجموعه تصورات ذهني آنها از وضعيت موجود ، اهداف  ، ايده ها ، نقاط ضعف و قوت دروني يا بيروني سازمان است كه درپس ايده هاي مثبت ، منفي ، معقول و يا نامعقولي كه آنان جهت معرفي سازمان براي خود يا ديگران از آن استفاده ميكنند پنهان گرديده است .
تصوير ذهني سازماني افراد ، بيان كننده طرز تلقي آنها از سازمان و نشان دهنده ارزشهاي شغلي ژرفي است كه در اعماق افكار آنها وجود دارد و در عملكرد آنها ظاهر ميگردد و در واقع همان احساس و نگرشي است كه افراد درباره شغل و سازمان خود دارند .
خود انگاره سازماني در نيروي انساني ، منعكس كننده نوع احساس و نگرش نيروي انساني هر سازمان به خود و سازمان خويش مي باشد . اگر به شخصيت فردي و سازماني كه دارند افتخار نموده و براي آن ارزش قائل باشند ، احساس خوبي نسبت به خود و سازمان خويش خواهند يافت و تنها در اين وضعيت است كه استعداد و نيروي دروني افراد و در نتيجه ، استعداد ها و قابليت هاي آن سازمان آشكار خواهد شد .
 
 
 
منبع : كتاب تصوير ذهني نوشته دكتر محمود جهانگيري
فرستنده : Ashob    

وقتی جادوگر قدر فرصتهایش را ندانست!

این مطلب در روزنامه ایران ورزشی امروز چاپ شده است
گزارشى از وضعيت نامطلوب على كريمى در بايرن مونيخ
ازنفس افتاده!
107838.jpg
ايران ورزشى - ديگر راهى وجود ندارد؛ تنها جدايى! اين پايان غم انگيز داستان على كريمى و بايرن مونيخ است. ديگر سكانس تكان دهنده اى وجود نخواهد داشت. عمر شماره ۸ در مونيخ به دو سال نرسيد. او پيش از بازى كره جنوبى، در جريان تمرين تيم ملى گفت: از بايرن جدا مى شوم . قرارداد كريمى با باواريا تنها تا پايان فصل جارى اعتبار دارد. نيمكت نشينى هاى مداوم، بى انگيزگى، به هم ريختگى و... آيا چيز ديگرى لازم است؟ تنها يكى از اين فاكتورها براى جدايى جادوگر از بايرن كافى بود. اما حالا على كريمى تمام اين مشكلات را يكجا دارد!
پشت چهره بازيكنى كه به راحتى مقابل دوربين تلويزيونى از خداحافظى حرف مى زند، آتشى برپاست. هر چند مثل هميشه، بدون تغيير چهره، باملايمت از اتفاقى مهم حرف مى زند، ولى بايد گفت او همان بازيكنى نيست كه در آن شب تابستانى، مونيخ را برگزيد. تصوير كريمى در ديدار با كره، تصويرى از مرد شكست خورده اى بود كه حالا با سرافكندگى كامل بايد مونيخ را ترك مى گفت. سرمنشأ تمام اين اتفاقات به شب بازى با هامبورگ برمى گردد. يك تكل خشن روى مچ على كريمى، براى دورى چند ماهه او از فوتبال كافى بود. در آستانة جام جهانى هر تلاشى براى بازگشت او صورت گرفت؛ فيزيوتراپى مداوم، آب درمانى، فعاليت زيرنظر متخصصان و... در نهايت برانكو ايوانكوويچ سرمربى تيم ملى رسماً اعلام كرد كريمى بدون مشكل در جام جهانى بازى خواهد كرد. اين اتفاق رخ داد اما خاطره تلخ حذف از جام جهانى بعدها در ذهن شماره ،۸ جاى خود را به خاطره بدترى هم داد؛ مصدوميت خفيف على كريمى در تمرين بايرن .
در آستانه آغاز فصل ۲۰۰۶ ـ ۲۰۰۵ اين مى توانست براى جادوگر بدترين خبر باشد. درست در روزهايى كه او با پاى جراحى شده و عصاهاى خسته كننده، تك و تنها در گوشه اى از مونيخ افتاده بود، بايرن تمرينات سنگين بدنسازى را پشت سر مى گذاشت. همه چندين گام بيشتر برداشته بودند اما على نه تنها پيشرفتى نداشت، بلكه گامى به عقب تر گذاشته بود. ابوالفضل جلالى مدير برنامه هاى او مى گويد: همين مصدوميت على را نابود كرد وگرنه الان شرايط به طور كلى فرق مى كرد. بعدها، زمانى كه كريمى دوران مصدوميت را پشت سر گذاشت، بوندس ليگا تنها چند هفته از بازيهاى خود را آغاز كرده بود. اما شرايط درست مثل دوران مصدوميت بود. كريمى تمرينات را استارت زد، بى آن كه شانسى براى حضور در تركيب بايرن داشته باشد. جذب فان بومل ثابت مى كرد، ماگات علاقه اى براى جايگزينى كريمى به جاى ميشائيل بالاك، ستارة جدا شده بايرن ندارد. جلالى مى گويد: كريمى از همان زمان تصميم به جدايى گرفت. او انگيزه اى براى ادامه كار نداشت. بعد از گذشت يك سال، تلاشى براى يادگيرى زبان انجام نمى داد. پس، دليلى وجود نداشت فيليكس ماگات شماره ۸ دوست داشتنى را در تركيب بگذارد.
اين اتفاق درست يك سال بعد از برنامه ويژه RTL رخ داد. برنامه اى كه در زمان پيوستن على كريمى به بايرن از اين شبكه پخش شد و تنها به دريبل هاى جادويى او اختصاص داشت. اما حالا وضعيت، ۱۸۰ درجه تغيير كرده بود. ماگات به روزنامه اشپورت بيلد مى گويد: يكى از راه هاى رسيدن به موفقيت در آلمان يادگيرى زبان است، ولى على انگيزه اى نشان نمى دهد. بى انگيزگى شماره۸ در ادامه فصل، او را به بازيكنى نيمكت نشين تبديل كرد. بازيكنى كه تنها براى پايان فصل لحظه شمارى مى كرد و مى كند!
ابوالفضل جلالى توضيح مى دهد: وقتى بازيكنى از كشورى بدش مى آيد براى يادگيرى زبان تلاش نمى كند. على چنين شرايطى را دارد. نمى خواهد يك لحظه هم در آلمان بماند. او اگر مى توانست همين امروز بايرن را ترك مى كرد.
موضوع بسيار جدى است. على كريمى به هم ريخته تر از هر زمان ديگرى است. حتى از سال هايى كه مشكلات تجارى اش با حامد كاويانپور، باعث قطع رابطه اين دو شد. وضعيت نامناسب او در بايرن، رابطه شكرآب شده با ماگات، تنهايى در مونيخ، بن بست كارهاى تجارى و... و انگار تنها حرف هاى بكن باوئر لازم بود: كريمى بازيكنى در كلاس جهانى نيست. حالا شايد بهتر بتوانيد وضعيت شماره۸ را درك كنيد. حالا شايد بهتر بفهميد كه حرف هاى على كريمى بعد از بازى كره يك شوخى نبوده. وضعيت جادوگر از خط قرمز گذشته، آنچنان كه ابوالفضل جلالى مى گويد: حالش از فوتبال به هم مى خورد، اگر انگيزه مالى نبود همين امروز خداحافظى مى كرد. حتى پول هاى قلمبه اعراب هم براى وسوسه جادوگر، مجذوب كننده نيست. انگار فوتبال، كريمى را نابود كرده است. دريبل هاى استثنايى، لايى انداختن به بالاك و خيلى از صحنه هاى ديدنى از بازى جادوگر فقط در خاطره ها مانده.

كريمى، فرارى!
رفتارش تغيير كرده. علاقه اى به پيشرفت ندارد. مهدى مهدوى كيا را ببينيد. دال او را نمى خواهد ولى مى ماند و مى جنگد. آخر خودش را اثبات مى كند... و ابوالفضل جلالى مى گويد كريمى ويژگى هاى كيا را ندارد.
روحيه جنگندگى ندارد. اگر مدتى روى نيمكت بنشيند، تنها تصميم به جدايى مى گيرد. درست مشابه وضـــعيـت فـــعــلــى. او از نيمكت نشينى بدش مى آيد، اما مگر از اول نمى دانست حضور در تيمى مثل بايرن، چنين احتمالاتى در پى دارد؟ او زمانى حتى گفته بود: نيمكت بايرن هم ارزش دارد. اما جلالى حرف ديگرى مى زند: يك وقتى هست كه شما تنها مشكل فوتبالى داريد. تمام تمركز را مى گذاريد روى حل اين مشكل. كريمى ولى هزار تا مشكل ديگر دارد. در توضيح اين مشكلات، تنهايى در مونيخ را بايد در ابتدا آورد.
خانواده كريمى در تهران زندگى مى كنند. دو پسر و همسرش هيچ وقت براى اقامت به آلمان نرفتند. عدم برقرارى ارتباط با بايرنى ها مشكل دوم است. عدم يادگيرى زبان، حتى بى محلى هاى ماگات را در پى داشته. كارهاى تجارى او هم به بن بست خورده. مى گويند زمين هايى خريده كه امروز صد تا صاحب پيدا كرده!
براى كريمى هيچ چيز روند عادى اش را طى نمى كند. حتى خبرنگاران آلمانى هم با او چپ افتاده اند. شبكة ZDF هم اخيراً براى خراب كردن جادوگر، باخت مقابل هانوفر را به عملكرد ضعيف كريمى ربط داد.
جلالى مى گويد: على رابطه خوبى با خبرنگاران ندارد. زياد دنبال شهرت نيست. به همين خاطر معمولاً به آنها كم توجهى مى كند. پس انتشار اخبار جدايى كريمى و اختصاص دادن نمره هاى ضعيف به او بى منشأ نيست. اين كه شبكه ZDF با پخش تصاوير پاس هاى اشتباه على در جريان بازى با هانوفر به نوعى تمام تقصيرات شكست يك - صفر را به گردن شماره ۸ مى اندازد، به خود او ربط دارد. جلالى اين موضوع را تأييد مى كند: چند بار با او تماس گرفته اند، وقتى مى فهمد خبرنگاران آلمانى هستند، گوشى را قطع مى كند! به همين خاطر با على چندان خوب نيستند. او در جريان تمرينات بايرن هم به خبرنگاران اهميت چندانى نمى دهد و معمولاً از دست آن ها فرارى است.

عرب ها دندان تيز كرده اند
سال۲۰۰۲ است. ورزشگاه آل مكتوم، اغلب تماشاچيان تنها براى تماشاى دريبل هاى شماره۸ به ورزشگاه آمده اند. على كريمى در اغلب بازى ها يا گل مى زند يا گل مى سازد.
رييس باشگاه الاهلى كه شهردار دبى هم هست مى گويد: دوست دارم كريمى براى هميشه در اين تيم بماند. آن روزها على در امارات پادشاه بود و در بازارهاى دبى نبايد دست در جيب اش مى كرد. تمام فروشندگان خدا خدا مى كردند او وارد مغازه آن ها شود و مقابلش تعظيم كنند. قداست كريمى در بين شيخ نشينان به قدرى زياد بود كه حتى به عنوان شهروند افتخارى امارات هم معرفى شد، در حالى كه طبق قانون اين كشور به هيچ وجه به خارجى ها تابعيت داده نمى شود. اما كريمى استثنا بود. على رغم اين ها، هيچ گاه هيجانى نداشت. انگار تمام اين شرايط عادى بود.
جلالى مى گويد: با هيچ كس حرف نمى زد. هيچ احساسى نداشت. اماراتى ها را خيلى تحويل نمى گرفت...
پاتوق او يك فرش فروشى بود كه گهگاهى به آن جا سر مى زد. تفريح چندانى نداشت و تنها بعضى وقت ها كنار دريا مى رفت. حالا، شايد دوباره چنين شرايطى انتظار على كريمى را بكشد. در هفته هاى اخير شايعة پيوستن او به الاهلى مطرح بوده، باشگاهى كه حاضر است با پرداخت هر پولى كريمى را بازگرداند.
شايعه بازگشت شماره ۸ به باشگاه شياطين سرخ از زمانى مطرح شد كه دوست نزديك على كريمى ملاقات محرمانه او و سران الاهلى را در فرودگاه دبى فاش ساخت. اين شايعه تا هفته گذشته مطرح بود تا اين كه روزنامه ها اعلام كردند پيش نويس قرارداد دو طرف نوشته شده. اگرچه جلالى مى گويد: تا اين لحظه مذاكره اى صورت نگرفته، على پيشنهادهاى زيادى از كشورهاى عربى دارد ولى تا پايان فصل مذاكره نمى كند.
به گفته جلالى باشگاه هاى بزرگ اماراتى چون الوحده، الاهلى، الوصل و العين براى جذب كريمى دندان تيز كرده اند، باشگاه نادى القطر و چند تيم عربستانى هم خواهان به خدمت گرفتن او هستند. مدير برنامه هاى كريمى اين موضوع را تأييد مى كند: تمام اين ها هستند و با خود من تماس گرفته اند ولى تصميم نهايى را على مى گيرد نه من. اما بعيد مى دانم او فصل آينده در اروپا بماند. از حالا به بعد انگيزه هاى مالى، تصميمات جادوگر را رقم مى زند. ظاهراً كارهاى تجارى او تا مرز ورشكستگى پيش رفته و خرج بالا، هزينه هاى زيادى براى او در برداشته است. ظاهراً پول هاى كلانى كه او از اماراتى ها دريافت كرده رو به پايان است.
جلالى مى گويد: شرايط على سخت است. او غير از فوتبال كار ديگرى هم بلد نيست. باز هم خدا را شكر كه انگيزه هاى مالى باعث مى شود او فعلاً فوتبالش را ادامه دهد وگرنه شك نكنيد اگر به او يك ميليارد مى دادند همين امروز خداحافظى مى كرد. مطمئناً انتخاب او براى فصل بعد، باشگاهى خواهد بود كه پول بيشترى بدهد.
تنها باشگاه هاى متمول حوزه خليج فارس مى توانند پول هاى كلانى براى جذب جادوگر خرج كنند. سابقه نشان داده دست آنها به كم نمى رود و به خاطر دريبل هاى بازيكنى چون كريمى حاضرند كلى پول بپردازند.

علی دایی اسطوره خواستن

        

مهم نیست از علی دایی خوشتان می آید یا دلتان می خواهد سر به تنش نباشد
مهم نیست او منتقدان زیادی دارد یا افراد زیادی از او طرفداری میکنند یا نه
ما فقط همگی میدانیم او آدم بسیار موفقی بوده و هست...

علی دایی از یک تیم دانشگاهی بازیش را به صورت جدی آغاز کرد و نسبت به سنش خیلی دیر به تیم ملی دعوت شد. تا به حال از خودتان پرسیده اید چرا؟ چرا علی دایی ، علی دایی شد ولی خیلیهای دیگر آمدند و رفتند و تمام شدند؟...یادتان هست او در تیم علی پروین ۱۰ دقیقه فرصت یافت تا خودش را نشان دهد و فیکس تیم ملی شد...میخواهیم این چراها را بررسی کنیم:

او در اولین بازی ملی خود فقط ۱۰ دقیقه پایانی به میدان آمد وکاری کرد که سالها خط حمله ایران جولانگاه او بود..چرا؟
چون او میدانست آن ۱۰ دقیقه فقط یک فرصت است و آنرا غنیمت شمرد،آیا شما قدر فرصت های بدست آمده را میدانید؟

او میدانست که از نظر تکنیکی ضعیف است مشکلی که هیچوقت حل نشد ولی او توانست بهترین گلزن جهان شود..چرا؟
چون روی نقاط قدرتش(هوش، بازیخوانی،ولع گلزنی...)تمرکز کرد...آیا شما نقاط قوت خودتان را پیدا و روی آن تمرکز کرده اید

او میتوانست پس از چند بازی در تیم ملی مثل خیلی های دیگر ارضا شده و تمام شود ولی نشد و سالها تاثیر گذار بود...چرا؟
چون سقفش را بلند تعریف کرد

او بعضی از اوقات افت محسوسی میکرد به طوری که همه میگفتند دایی تمام شده و باید برود و ناگهان همه را شگفت زده میکرد ودهان همه منتقدین را میبست..چرا؟
چون هیچگاه دست از تمرینات مستمر بر نمیداشت و سعی میکرد آمادگیش را حفظ کند...شما چقدر برای موفقیت تمرین میکنید؟

او در اکثر اوقات مورد هجوم منتقدین قرار میگرفت به طوری که هر کس دیگری جای او بود از پا در می آمد ولی او اینگونه نشد...چرا؟
چون او به راهش ایمان داشت و دارد ...خودش میگوید :من وقتی وارد ورزشگاه میشوم کر هستم...شما چقدر به راهتان و هدفتان ایمان دارید آیا آنجا که باید کر باشید هستید؟

او هیچ وقت وارد حاشیه نشد درحالی که بارها مخالفانش سعی کردند او را به این سمت ببرند او هیچگاه جایگاهش درهم نشکست حتی بعد از حضور بدش در جام جهانی ۲۰۰۶ ...چرا؟
چون او همیشه سعی کرد پرستیژ خود را به عنوان یک اسطوره ملی حفظ کند(مقایسه کنید با امثال خداداد عزیزی که همین هفته قبل در مشهد به تماشاگران کرمانی فحاشی کرد)...آیا شما سعی میکنید پرستیژ خود را در همه حال حفظ کنید؟

او وقتی به تیم مالدیو گل میزد مشتهایش را گره میکرد و همانقدر خوشحال میشد که به تیم چلسی گل زد...چرا؟
چون او از ذات گل زدن لذت میبرد و کارش را عاشقانه انجام میداد و میدهد...آیا شما سعی میکنید از ذات کارتان لذت ببرید؟

او الگوی خوبی برای موفقیت است حتی اگر از او متنفر باشید

یادتان باشد او در این سن هنوز آقای گل لیگ است!!!

پشت سر خستگی تاریخ است

پشت سر نیست فضایی زنده ....
                            پشت سر مرغ نمیخواند....         
                                                             پشت سر خستگی تاریخ است....
پشت سر روی همه فرفره ها خاک نشسته است

         لب دریا برویم و بگیریم طراوت را از آب!!
                                                                سهراب سپهری

تصوير ذهني سازماني (قسمت چهارم)

 
 چرخه تصوير ذهني(حلقه باز خورد ناخودآگاه)
 
جنبه ناخود آگاه ذهن مثل يك رايانه ، كاملا بي طرف است و هر گونه اطلاعات درست يا نادرست ، موفقيت آميز يا شكست آفرين را با رويي گشاده پذيرا ميگردد .
هر انساني در طول زندگي خود ، انواع مختلفي از داده ها و اطلاعات را به درون رايانه ضمير ناخود آگاه خويشتن وارد مي سازد كه خروجي مطابق همان ورودي ها نيز در زندگي واقعي به شكل تمكن مالي ،سلامت جسم و جان ، موفقيت هاي تحصيلي ، شغلي و اجتماعي و يا بر عكس ،در يافت خواهد كرد .
رفتار و كردار يك فرد در حقيقت ، جامه عمل پوشاندن به تصوير ذهني اوست . اگر تصوير ذهني يك فرد محدود شود ، عملكرد او نيز محدود خواهد شد براي نمونه ، فردي كه تصوير ترس را در ذهن خود ترسيم كرده باشد ،توانائي ابراز شجاعت را در مواقع لزوم از دست خواهد داد .
تصوير ذهني ، همچون برنامه هاي كامپيوتري كه در رايانه خود به خود اجرا ميشوند همواره بر اساس زمينه فكري فرد عمل ميكنند به طوري كه دارا بودن تصوير ذهني مثبت ، اطمينان خاصي را در فكر و عمل فرد ظاهر مي كند در حالي كه تصوير ذهني منفي ، معمولا آدمي را به موجودي مضطرب ،افسرده ، ناتوان و وابسته به ديگران تبديل ميكند و عامل اصلي اختلال تفكر و رفتار در هر فرد ميباشد كه همچون يك غيب گوي دروني ، شكست به دنبال شكست را در زندگي آدمي پيشگويي مي نمايد . در حالي كه يك فرد داراي تصوير ذهني مثبت و خوب ، همواره با شادماني و نشاط در انتظار نيل به زندگي موفقيت آميز خواهد بود .
اگر فكر يك فرد نسبت به خودش يك تفكر منفي و بدي باشد ، اعمال و رفتار او نيز به همان شكل بد و نامناسب خواهد شد . هنگامي كه شما احساس خوبي راجع به خودتان داريد ، پيام هاي مثبتي از سوي مغز به قسمت هاي مختلف بدنتان فرستاده مي شود كه عكس العملهاي مثبت اعضاي گوناگون بدن را در بر خواهد داشت و در كلام ، بيان ، حركات و سكنات شما ظاهر خواهد شد به طور يكه شما مي توانيد با اطمينان ،طراوت و چالاكي بيشتري عمل نمائيد و همين امر نيز اعتماد به نفس شما را افزايش داده و احساس مثبت تري جهت نيل به اهداف را در وجودتان ايجاد خواهد نمود .
نكته قابل توجه ديگر اينكه رفتار افراد معمولا بر اساس تجارب قبلي آنها شكل مي گيرد و در حقيقت طرز رفتار آدمي يك ارزيابي خلاصه شده اي از تجارب اخير وي ميباشد و رفتار يك شخص را نمي توان تغيير داد ، مگر با تغيير دادن تجارب قبلي او كه استفاده از قدرت تصوير ذهني در اين امر فوق العاده موثر مي باشد .
 
 
 
منبع : كتاب تصوير ذهني سازماني نوشته دكتر محمود جهانگيري
فرستنده :  Ashob    

موج سوم-قسمت8ب

موج دوم

معماری تمدن

معماری اساسی جامعه

¨    سپهر اطلاعاتی

o       بوران کاغذ

جوامع موج اول

جوامع موج دوم

ارسال پیام رو در رو و شخص به شخص، پست­های خبری (مثل چاپارهای ایرانی)

ایجاد اداره پست
اختراع تلفن و تلگراف
رسانه­های همگانی

همه این امکانات و کانال­ها در اختیار ثروت­مندان و قدرت­مندان بود

کشورها در ایجاد خدمات پستی با یکدیگر به مسابقه برخاستند.
در سال 1960 اوج تمدن صنعتی و آغاز تموج موج سوم، اداره پست آمریکا سالی 355 بسته مراسلات داخلی برای هر نفر اعم از زن و مرد و کودک حمل می­کرد (روزی یک نامه) + تقریباً 93 میلیارد مکالمه تلفنی در سال.

·         شکست انحصار اطلاعات به علت گرایش ناگهانی ثروت­مندان به نوع­دوستی صورت نگرفت بلکه تکنولوژی موج دوم و تولید انبوه کارخانه به جریان یافتن « انبوهی » از اطلاعات نیاز داشت

خدمات پستی: انتقال پیام به میلیون­ها نفر اما نه به سرعت
تلفن: انتقال سریع پیام اما نه به یک میلیون نفر به طور هم­زمان؛ بنابراین این شکاف با رسانه­های همگانی پر شد

روزنامه­ها و مجلات: ظهور این نشریات در سطح یک کشور انعکاسی است از توسعه هم­سویه بسیاری از تکنولوژی­های جدید و ساخت­های اجتماعی

رسانه­های همگانی مثل رادیو و تلویزیون: شاهد اصول اساسی کارخانه؛ همگی آن­ها پیام واحدی را به ذهن میلیون­ها انسان می­زنند مثل کارخانه که محصول واحدی را برای استفاده میلیون­ها خانه بیرون می­ریزد.

 

                                                

فقط هدف را نشانه بگیر و شلیک کن!

   دوستان خسته نباشید....

در این جلسه مبحث موج سوم رو از ابتدا مرور کنید

موج سوم-قسمت8 الف

موج دوم

معماری تمدن

معماری اساسی جامعه

¨    سپهر اجتماعی

o       خانواده­ای با کارایی بیش­تر

جوامع موج اول

جوامع موج دوم

زندگی در خانواده­های بزرگ چند نسلی متشکل از عمو، عمه، خاله، دایی، اقوام زن و شوهر، پدربزرگ، و مادربزرگ

خانواده هسته­ای: پدر، مادر و عده کمی فرزند؛ بدون خویشاوندان دست و پا گیر

زندگی زیر یک سقف به صورت یک واحد تولید اقتصادی

واگذاری وظایف اصلی خانواده به نهادهای تخصصی: تعلیم و تربیت (مدارس)، مواظبت از سال­خوردگان (خانه­های سال­مندان)

·         برخورد امواج پیش­گام در درون هر خانوار: حمله به اقتدار پدرشاهی، روابط دگرگون یافته والدین- فرزندان، مفاهیم جدید آداب معاشرت

کارخانه­ها به کارگرانی نیاز داشت که به دنبال شغل از این جا به آن جا بروند: مهاجرت به شهرها رشته خانواده را از هم گسست.

 

o       برنامه­ی درسی نهانی

جوامع موج دوم

برنامه درسی آشکار: خواندن و نوشتن، حساب، تاریخ و موضوعات دیگر

برنامه درسی نهانی: سه درس

1-     وقت­شناسی: نیاز کارخانه به حضور به موقع کارگران، کارت­زنی ادارات

2-     اطاعت: اجرای بی چون و چرای دستورات مافوق – مأمور و معذور

3-     کار تکراری طوطی­وار: انجام کارهای یکنواخت و تکراری – طنز چارلی چاپلین در بستن پیچ و مهره­ها

·         تربیت افراد بالغ اعم از روستایی یا شاغل صنایع دستی برای کار در کارخانه غیر ممکن بود: نیاز به آموزش و پرورش برای تربیت کودکان

·         سال تحصیلی به مرور طولانی و طولانی­تر  شد

مدارس موج دوم جوانان را به نیروی کار منظبط و مقرراتی از نوع مورد نیاز تکنولوژی فنی – الکتریکی سوق داد.

 

o       موجودات فناناپذیر

جوامع موج اول

جوامع موج دوم

مالکیت موسسات بازرگانی در دست یک فرد، خانواده، یا عده­ای از شرکا بود

شرکت­های سهامی: طرح مفهوم مسئولیت محدود

این خطر وجود داشت که مالکین و شرکا همه ثروت خود را در سرمایه­گذاری از دست بدهند

اگر شرکتی ورشکست می­شد، سرمایه­گذار فقط مبلغی را که سرمایه­گذاری کرده از دست می­داد نه بیش­تر

·         دادگاه­ها با شرکت سهامی مثل « موجودی فنا ناپذیر » عمل می­کردند یعنی می­توانست از موسسین خود بیش­تر عمر کند، در نتیجه

·         می­توانست برنامه­ریزی­های درازمدت انحام دهد و

·         طرح­های بزرگ­تر از گذشته اجرا کند

در سال 1901 اولین شرکت سهامی یک میلیارد دلاری به نام «فولاد ایالات متحده» در صحنه ظاهر شد.

کارخانه موسیقی: مثالی از تکوین سپهر اجتماعی موج دوم

در حول و حوش این نهادهای مرکزی سازمان­ها و تشکیلات دیگر به وجود آمد: وزارت­خانه­های دولتی، باشگاه­های ورزشی، کلیساها، اتاق­های بازرگانی، اتحاده­های اصناف، سازمان­های حرفه­ای، احزاب سیاسی، کتاب­خانه­ها، انجمن­های قومی، گروه­های تفریحی و ....

در کشورهای موج دوم نوآوران جامعه با اعتقاد بر این که کارخانه پیش­رفته­ترین و کاراترین مؤسسه تولیدی است سعی داشتند قواعد کلی مربوط به آن­ها را در دیگر سازمان­ها نیز به کار گیرند. بنابراین مدارس، بیمارستان­ها، زندان­ها، و تشکیلات اداری دولتی بسیاری از خصوصیات کارخانه از قبیل تقسیم کار، ساختار مبتنی بر سلسله مراتب، و خصلت بی­هویتی ماشینی را به خود گرفتند.

موسیقی: ساخت سالن­های بزرگ کنسرت در لندن، وین، و پاریس برای ارائهء موسیقی به عموم ç فروش بیش­تر برای پول بیش­تر ç سالن­های بزرگ­تر ç صندلی­های بیش­تر ç تبدیل موسیقی مجلسی به موسیقی سمفونیک ç تحول در آلات موسیقی (صدای رساتر).

ساختار درونی ارکستر: وجود رهبر و معاون و گروه­سازی

تولید انبوه محصول برای بازار عمومی: تولید صفحات گرامافون

تصوير ذهني سازماني (قسمت سوم)

عوامل موثر در ايجاد خود انگاره
 
هسته مركزي تشكيل خود انگاره افراد را نوع ديد و بينش آنها نسبت به خود و همچنين نوع رابطه شان با دنياي پيرامون تشكيل ميدهد . هر چند عوامل مختلفي در شكل گيري تصوير ذهني انسان موثر است ولي در حقيقت اين خود افراد هستند كه طراح و نقاش تصوير ذهني خودشان ميباشند معمولا ديگران نقطه نظر منفي خودرا در مورد افراد به صورت مكرر و مستمر بيان نمي كنند بلكه اين خود انسان ها هستند كه گفته ديگران را در ذهن ضبط نموده و پس از آن به  صورت مكرر به آن گوش فرا ميدهند .
تصويري كه ما در ذهن خود ترسيم ميكنيم بر مبناي سه دسته خصوصيات است ، خصوصيات فردي كه معتقديم آن گونه هستيم ، بايد آنگونه باشيم و فردي كه معتقديم ديگران مارا آنگونه مي بينند .
تصوير ذهني هر انسان در حقيقت به آنچه كه هست و آنچه كه مي خواهد باشد ، اشاره دارد و شامل دو بخش درك شده واقعي كنوني مبتني بر مشاهده آنچه كه واقعا شبيه آن است و تصوير ايده آل آينده اعم از اهداف ، آمال ، آرزوها و انتظارات دوست داشتني است .
يكي از دلايل احساس تقصير وگناه در انسان ، بروز شكاف بين اين دو تصوير ذهني است به طوري كه هر چه اين شكاف و فاصله بيشتر باشد ، احساس گناه نيز بيشتر خواهد شد و براي كاهش ميزان احساس گناه و شكست در زندگي نيز بايستي كه اين فاصله و شكاف را كمتر و كمتر نمود كه اين امر يا از طريق رساندن خود به سطح مورد انتظارو ايده آل و يا از طريق واقعي تر نمودن تصوير ذهني ايده آل خويشتن امكان پذير است .
تصوير ذهني ، آيينه اي است كه در مقابل خود قرار داده ايم و بازتاب خويشتن را در آن ، به نظاره مي نشينيم ولي آيا واقعا همه وجود ما همان است كه آن را در آيينه ميبينيم ؟ و يا آيينه تصوير ذهني ايده آل ما ، خود مانع ديدن حقيقت وجودي ما و چار چوبي است كه خود را در آن محصور نموده ايم ؟
مشكل برخي انسان ها ، داشتن تصوير ذهني منفي و يا عزت نفس پايين نيست بلكه دارا بودن خود بزرگ بيني و تصوير ذهني غير واقعي از خود است كه نتيجه آن هم چيزي جز غرور و تكبر و شكست نمي باشد . مشكل اين گونه افراد ، تصوير ذهني حقير و منفي از خود نيست بلكه توهم ذهني بيش از حد بزرگ و غير واقعي از خود است درست مثل يك بادكنك باد كرده كه با يك نوك سوزن عالم واقعيت ، به راحتي خالي و چروكيده خواهد شد .
شما هنگامي ميتوانيد اعتماد به نفس بيابيد كه تصوير ذهني دلخواه و ايده آلتان ، واقعي و دست يافتني باشد . در اين صورت با تحقق هر يك از تصاوير دلخواه ، اعتماد به نفس شما نيز بيشتر و بيشتر مي گردد و يك چرخه و سيكل مثبتي در زندگي شما ايجاد خواهد شد درست مثل يك گلوله برفي كه هر چه جلوتر ميرويد موفقيت شما نيز بيشتر و افزونتر مي شود .
انساني كه تصاوير دلخواه خود را آن قدر تخيلي و غير واقعي در ذهن ترسيم مي كند كه دست يابي به آنها تقريبا غير ممكن باشد ، نه تنها موفق به تحقق آنها نخواهد شد بلكه چرخه اي منفي نيز در زندگي اش بوجود خواهد آورد و اعتماد به نفس خود را هر لحظه ، بيشتر و بيشتر از دست خواهد داد و احساس ناامني او در زندگي ، افزون تر خواهد شد به گونه اي كه حتي گاهي باعث ايجاد مشكل رواني ميگردد .
تصوير ذهني شما بايد هم مثبت و هم واقع بينانه باشد . داشتن يك تصوير ذهني غير واقعي مي تواند مشكل ساز گردد ، خواه مثبت و يا منفي . درست است كه بيان يك فكر يا انتقاد منفي راجع به خود ، گاهي مشوق خوبي جهت تحول و پيشرفت در زندگي خواهد بود در حالي كه متاسفانه بعضي اوقات داشتن تصوير خيالي مثبت از خود حتي باعث رضايت خاطر ، تنبلي و يا تكبر در فرد مي شود و ليكن نكته مهم ، ايجاد تعادل در داشتن احساسات مثبت دروني و تعيين اهداف واقعي در زندگي است .
تصوير ذهني خود را روي واقعيت ها پايه گذاري نماييد و همواره به خاطر داشته باشيد كه شما موجودي منحصر به فرد هستيد ، بنابراين خود را به وسيله استاندارد خويشتن تعريف نماييد .
 
 
 
 
                         بزرگترين ثروت و گوهر جهاني ،
                                در درون خودتان است
 
منبع : كتاب تصوير ذهني سازماني نوشته دكتر محمود جهانگيري
فرستنده :   Ashob

    

     رفیق:      
                                    گامهایت استوار....قلبت تپنده.....فردایت روشن!

 

رساله عشق

 
 افلاطون در رساله ضيافت خود عشق را از زبان اريستوفانوس چنين بيان ميكند:
آدميان نخستين داراي چهار دست بودند و چهار پا و سري داشتند با دو صورت و چهار گوش ؛ در حركت سرعت بسيار و در تن نيروي فراوان داشتند ، چنان تند رفتار و چابك بودند كه در صدد برآمدند به آسمانها برآيند و به خدايان حمله برند ، در شورا ي آسمان از وحشت آدميان چهار پا غوغا افتاد و خدايان درمانده بودند كه آنان را به جا بگذارند و يا صاعقه اي بفرستند و همه را نابود سازند . اما از نابودي آدميان زياني بزرگ به آنان ميرسيد چون ديگر پرستنده اي و قرباني دهنده اي نمي داشتند ، عاقبت زئوس خداي خدايان را فكري به خاطر رسيد كه ديگران نيز پسنديدند ، زئوس بر آن شد كه آدميان را به دو نيم كند تا هم از قدرتمندي آنها بكاهد و هم پرستندگان خود را دو چندان كند، فرمان داد و چنين شد و آنان را چنان پراكند كه بزودي هر نيمه ،  نيمه ديگر خود را گم كرد و از آن زمان است كه عشق بوجود آمد و چيزي كه ما آن را عشق مي ناميم آرزوي آدمي است كه نيمه اصلي خود را كه او را كامل ميكند باز يابد .
 
 
 
فرستنده : Ashob    
 

موج سوم-قسمت8

موج دوم

معماری تمدن

معماری اساسی جامعه

¨    سپهر فنی

o       باطری­های حیات

لازمه­ی بقای هر تمدنی، چه کهن چه نوین، انرژی است.

جوامع موج اول

جوامع موج دوم

گرفتن انرژی از « باطری­های حیات » یعنی نیروی عضلانی حیوان و انسان، یا از خورشید و آب و باد،
درختان جنگل­ها: پخت غذا و ایجاد گرما
چرخ بادی / آبی: آسیاب بادی / آبی

گرفتن انرژی از زغال، گاز، و نفت یعنی سوخت­های فسیلی

منابع احیاء شدنی

منابع احیاء نشدنی

شباهت همه جوامع صنعتی اعم از سرمایه­داری، کمونیست، و اسلامی؛ در شرق و غرب:

·         انتقال از انرژی پراکنده به متمرکز

·         انتقال از انرژی جای­گزین شدنی به انرژی احیاء ناپذیر

·         از منابع متنوع به منابع محدود

سوخت فسیلی: بنیان انرژی جوامع موج دوم

 

o       رحم تکنولوژیک

جوامع موج اول

جوامع موج دوم

« اختراعات ضروری » : جرثقیل، گاوآهن، منجنیق، چرخ، و اهرم

ماشین برقی و مکانیکی عظیم، قطعات متحرک، تسمه لوله، پیچ و مهره

هدف: تقویت نیروی عضلانی انسان یا حیوان

اعضای حسی قادر به دیدن، شنیدن، و لمس کردن با دقت بیش­تر از انسان.

·         اختراع ماشین­هایی برای تولید مثل دائمی ماشین­های جدید، ماشین تولید ابزار: اهدای رحم به تکنولوژی

·         تمدن موج دوم دستگاه­ها و ماشین­ها را تحت یک نظام به هم پیوسته و زیر یک سقف گرد آورد تا کارخانه و بعداً خط تولید داخل کارخانه را به وجود آورد.

صنایع اولیه: زغال سنگ، نساجی، و راه­آهن؛ سپس فولاد، اتومبیل­سازی، آلومینیوم، داروسازی، و لوازم خانگی؛ شهرک­های صنعتی

 

o       معبد عنابی

جوامع موج اول

جوامع موج دوم

توزیع با کاروان­های شتر مثل جاده ابریشم، و دست­فروشان دوره­گرد

توزیع از طریق راه­آهن، بزرگ­راه­ها، و کانال­ها

توزیع محدود محصولات معدود

توزیع انبوه و داد و ستد انبوه

·         ایجاد اولین فروش­گاه به رنگ عنابی با صندوق پرداختی به شکل معبد چینی در سال 1871 توسط جرج هانتیگتون هارفورد.

ظهور « کاخ­های بازرگانی » یعنی اولین فروش­گاه­های بزرگ.
ظهور قارچ­گونه شبکه­های پیچیده دلالان, عمده­فروشان، حق­العمل­کاران، و نمایندگی­های کارخانه­ها.

موج سوم-قسمت7 ب

موج دوم

معماری تمدن

در این قسمت اشاره کوتاهی داریم بر تمدن موج اول و شباهت­های این تمدن در کشورهای مختلف؛ نشانه­هایی از آینده در زمان اوج تسلط تمدن موج اول؛ چگونگی انتقال از موج اول به موج دوم به همراه مثال­های عینی و تاریخی از چند کشور:

1-      تمدن موج اول: وضعیت، شباهت­ها، و نشانه­هایندهییی آینده

2-      انتقال از موج اول به موج دوم: راه حل خشونت­آمیز

با وجود تفاوت­هایی نظیر زبان و فرهنگ، تاریخ و سیاست همه جوامع موج دوم از ویژگی­های مشترکی برخوردارند. در واقع در زیر تفاوت­های شناخته شده مبانی مشترکی دیده می­شود. برای درک امواج برخورد کنندهء تحول باید قادر باشیم که ساختارهای همانند همه کشورهای صنعتی و در واقع چهارچوب پنهانی تمدن موج دوم را شناسایی کنیم.

در قسمت بعد معماری تمدن صنعتی بر اساس سپهر فنی (techno-sphere)، سپهر اجتماعی (socio-sphere)، و سپهر اطلاعاتی (info-sphere) بررسی می­شود.

      

                            اگر صحیح آموزش نبینید نمیتوانید صحیح آموزش دهید!

موج سوم-قسمت7 الف

موج دوم

معماری تمدن

راه حل خشونت­آمیز

حرکت و انتقال از موج اول به موج دوم در تمامی کشورها با انقلاب و خشونت همراه بود: جنگی خون­بار و طولانی میان مدافعین گذشته­ی کشاورزی و پارتیزان­های آینده­ی صنعتی. در این جنگ­ها غالباً این  مردم بدوی بودند که توسط هر دو طرف نیروهای درگیر از میان برداشته می­شدند.

¨       ایالات متحده آمریکا:

o        ورود به تمدن کشاورزی – حادثه برای مردم بدوی توسط کشاورزان:

·         ورود سفیدپوستان اروپایی به آمریکا

·         جنگ­های بی­رحمانه با سرخ­پوستان و کشتار آنان

·         احداث دهکده­ها و مزارع کشاورزی در سرزمین سرخ­پوستان.

بر این اساس جنگ­های سرخ­پوستی در آمریکا صرفاً به خاطر رنگ پوست نبوده است، بلکه سرخ­پوستان کسانی بودند که بی تفاوت از کنار انقلاب کشاورزی گذشتند و در آینده تاوان سخت این بی­تفاوتی هم توسط موج اولی­ها و هم توسط موج دومی­ها به آن­ها تحمیل شد، این مورد با نظام طبیعت هم منطبق است: از میان رفتن ضعیف توسط قوی­ترها.

o        ورود به تمدن صنعتی - حادثه برای کشاورزان توسط صنعت­کاران، مأموران آینده موج دوم:

·         روییدن قارچ­گونه کارخانه­ها و شهرها در نیوانگلند و ایالات مرکزی ساحل آتلانتیک

·         تولید سلاح­های گرم، ساعت، ابزار کشاورزی، منسوجات، چرخ خیاطی در بخش صنعتی شمال شرق آمریکا در اواسط قرن 19

·         برخوردهای  اقتصادی و سیاسی بین نیروهای دو موج و تبدیل آن به خشونت­های مسلحانه در سال 1861

جنگ­های داخلی آمریکا آن طور که بسیاری تصور می­کنند انحصاراً بر سر مسئله اخلاقی بردگی یا مسائل محدود اقتصادی مثل تعرفه کمرکی نبود، بلکه مسئله بزرگ­تری را در بر می­گرفت که عبارت بود از این که: آیا قاره ثروتمند جدید باید به وسیله کشاورزان اداره شود یا صنعت­گران؟ نیروهای موج اول بر آن حکومت کنند یا نیروهای موج دوم؟ آیا جامعه آینده آمریکا اساساً باید کشاورزی باشد یا صنعتی؟

¨       ژاپن

o        بازگشت میجی به عنوان امپراطور سال 1868

o        الغاء فئودالیسم سال 1876

o        شورش طایفه ساتسوما (Satsuma) سال 1877

o        اقتباس قانون اساسی غربی سال 1889

این­ها همگی بازتاب­های برخورد امواج اول و دوم در ژاپن محسوب می­شدند که گام­هایی بودند به سوی تولد ژاپن به عنوان یک قدرت صنعتی پیش­گام در جهان.

¨       روسیه

o        انقلاب 1917 نمونه روسی جنگ داخلی آمریکا بود

o        حذف آخرین نشانه­های بردگی و پایان فرمانروایی فئودال­ها توسط بلشویک­ها

در روسیه اساساً جنگ بر سر کمونیسم نبود بلکه بر سر صنعتی شدن بود.

¨       ایران

o        قتل قائم مقام فراهانی و سپس میرزا تقی خان امیر کبیر پایانی بود بر انتقال مسالمت­آمیز ایران از موج اول به موج دوم

o        انقلاب مشروطه نمایش این انتقال خشونت­آمیز در ایران بود.

 

با وجود تفاوت­هایی نظیر زبان و فرهنگ، تاریخ و سیاست همه جوامع موج دوم از ویژگی­های مشترکی برخوردارند. در واقع در زیر تفاوت­های شناخته شده مبانی مشترکی دیده می­شود. برای درک امواج برخورد کنندهء تحول باید قادر باشیم که ساختارهای همانند همه کشورهای صنعتی و در واقع چهارچوب پنهانی تمدن موج دوم را شناسایی کنیم.

در قسمت بعد معماری تمدن صنعتی بر اساس سپهر فنی (techno-sphere)، سپهر اجتماعی (socio-sphere)، و سپهر اطلاعاتی (info-sphere) بررسی می­شود.

آشوب عزیز،از طرف همه تیم از زحماتت تشکر میکنم.همیشه سبز باشی

تصوير ذهني سازماني(قسمت دوم)

 
 اهميت تصوير ذهني
 
خود انگاره ، يك پيشگوي دروني زندگي است كه موفقيت يا شكست شما را پيش بيني مي كند . تصوير ذهني ، عامل مهم تعيين كننده ميزان موفقيت و يا شكست افراد است .
تصوير ذهني مثبت ، نقش حياتي در نيل به موفقيت انسانها بازي ميكند بطوري كه ذهن ناخود آگاه انسان داراي تصوير ذهني مثبت ، زندگي را به وسيله حذف افكار و رفتار منفي ، تحت كنترل قرار خواهد داد . در حالي كه دارا بودن يك خود انگاره منفي ، فرد را به سوي شكست هاي پي در پي و مستمر مي كشاند و يك سيكل معيوب و چرخه نااميد كننده اي براي او فراهم مياورد كه شكست را به دنبال شكست در زندگي خود تجربه خواهد نمود .
 
دارا بودن خود انگاره منفي ، يك عامل مهم از دست دادن شانس هاي نيل به موفقيت در زندگي است . ايمان و اعتقاد منفي داشتن نسبت به خود باعث ايجاد احساسات و عواطف منفي غير ضروري مانند احساس گناه ، افسردگي ، خشم و اضطراب در وجود ما ميگردد كه اعتماد به نفس ما را ضعيف و عزت نفس مان را خفيف مي نمايد و نيل به موفقيت هاي مختلف را در زندگي از ما سلب خواهد نمود .
 
تصوير ذهني آدمي ، نقش عمده اي در نوع احساسات و رفتار او دارد . نوع تصوير ذهني كه هر انساني از خود ترسيم ميكند ، تاثير فوق العاده اي برايجاد شادي و نشاط و يا غم و اندوه ، اميد و اشتياق يا ياس و نااميدي و همچنين ايجاد شرايط مساعد يا نا مساعد در محيط زندگي وي دارد .
 
سطح انگيزشي افراد بر اساس نوع خود انگاره آنها تعيين خواهد شد چرا كه تصوير ذهني ، عامل اصلي و تعيين كننده نوع رفتار ، احساسات و تفكرات انسانهاست كه بصورت ناآگاهانه دائما به آن مراجعه و دستوراتش را اجرا ميكنند . در حقيقيت اين ذهن نيمه هوشيار است كه نوع گرايش افراد را به حوادث و اتفاقات ايجاد شده تعيين ميكند يعني مهم نيست كه چه اتفاقي براي شما افتاده است بلكه مهم نوع واكنش و عكس العملي است كه به آن نشان ميدهيد .
 
انساني كه داراي تصوير ذهني ضعيف و منفي نسبت به خود باشد هرگز احساس خوبي نسبت به پيشرفت هاي احتمالي خودش در زندگي نخواهد يافت و حتي اگر از لحاظ مالي نيز انسان موفقي به نظر برسد ممكن است هيچگاه رضايت ، شادي و نشاط دروني را احساس نكند . متاسفانه خيلي از مردم خود را مستحق يك زندگي خالي از نشاط و شادي ميدانند ، هر چند تظاهر ميكنند كه طالب آن هستند .
 
اگر در ذهن ، خود را فرد آرامي تصوير نموده ايد بطور خود كار گرايش به رفتاري آرام از خويش نشان خواهيد داد و لباس واقعيت را براندام تصوير ذهني تان خواهيد پوشاند ، اگر تصوير ذهني شما ، بگويد كه داراي شخصيتي دوستانه هستيد ، شما نيز بصورت دوستانه با ديگران رفتار خواهيد كرد و در مقابل نيز پاسخي دوستانه از مردم دريافت خواهيد كرد و بدين گونه است كه هويت دوست داشتني شما تائيد و تحكيم خواهد يافت .
 
شما به وسيله تصوير ذهني مثبت به زندگي تان معني و مفهوم بيشتري خواهيد بخشيد و اهداف عالي تري را دنبال خواهيد نمود . زماني كه شما يك تصوير ذهني مثبت از خود داشته باشيد براي بدنتان ارزش و احترام خاص قائل خواهيد شد و احساس خوبي راجع به زندگي سالم خود پيدا خواهيد نمود . اگر شما داراي تصوير ذهني مثبتي به خويش باشيد ديگران نيز به چشم يك فرد مثبت ، توانا و لايق به شما مي نگرند .
 
انسان ها هر طوري كه راجع به خود فكر كنند به همان شكل نيز در زندگي روزانه ظاهر خواهند شد و در حقيقت ، خود انگاره و تصوير ذهني هر فرد ، عامل اصلي تعيين كننده و محدود كننده نوع و ميزان فعاليت وي ميباشد و عقايد اصلي زندگي هر انساني نيز بر مبناي تصوير ذهني فردي او شكل ميگيرد .
 
اين خود انگاره ماست كه ميزان سعي و تلاشمان را معين و مشخص ميكند بطوري كه دو نفر با توانائي يكسان اما با تصوير ذهني متفاوت ، ممكن است در زندگي روزانه خود به گونه اي كاملا متفاوت عمل نمايند . فردي با خود انگاره خوب و مثبت ، معمولا كار خود را بهتر از كسي كه داراي خود انگاره ضعيف و منفي است انجام خواهد داد .
 
بزرگترين گوهر و ثروت جهاني ، در درون خودتان است . فقط خودتان هستيد كه ميتوانيد خويشتن را هدايت كنيد و سر رشته زندگي را بدست بگيريد و همان گونه كه خود را در ذهن مي بينيد ، به همان گونه نيز سطح انگيزش و فعاليت خويشتن را فراهم خواهيد آورد بطوري كه اگر تصوير ذهني خود را به شكل خوب و صحيحي بنا ساخته باشيد اعتماد به نفس خاصي را در رفتار و افكار خويشتن ايجاد خواهيد نمود و بر عكس .
 
 ضمير ناخود آگاه ، نوع نگرش افراد به حوادث و تجارب زندگي را تعيين ميكند و نحوه برخورد آنها را با حوادث و اتفاقات مختلف شكل ميدهد يعني خود حوادث مهم نيستند بلكه نگرش و طرز برخورد ما با آنها مهم است بنابراين اگر هنگام مواجه با حوادث و اتفاقات ناخوشايند زندگي ، نوع نگرش خود را به آنها تغيير دهيم دچار اضطراب نخواهيم شد .
 
يك خود انگاره خوب داشتن به معني يگانه و منحصر به فرد ديدن خود است و اينكه يك نقش مشخص و معني داري را در نظام هستي دارا مي باشيد كه با نقش هايي كه ديگران در جهان هستي بازي ميكنند كاملا متفاوت است . ما بايد به دنبال كشف محور اصلي و نقطه مركزي هويت واقعي خويش باشيم و تمامي نقش هاي خود را حول آن محور و نقطه مركزي تعريف نمائيم تا هنگام تغيير نقش ، هويت و شخصيت اصلي ما حفظ گردد و به نظر من اين محور اصلي و نقطه مركزي هويت واقعي  ، چيزي نيست جز تصوير الهي نقش بسته شده در وجود ما و نفخه خدائي دميده شده در كالبد جسماني ما يعني همان مقام ربوبيت و يا جانشيني خداوندي
 
شروع تمام تغييرات پايدار و ماندگار زندگي با تغيير در تصوير ذهني خويشتن آغاز ميگردد . روش تصوير سازي ذهني يك ابزار نيرومند براي ايجاد هر گونه تغيير در ذهن ناخود آگاه است چرا كه انسان به تصوير ذهني خود كاملا اعتماد مي نمايد و زندگي خود را به طور ناخود آگاه طبق آن به پيش ميبرد .
 
خود انگاره شما ، بيان كننده ميزان اعتقاد به خويشتن است . اگر شما يك اعتقاد دروني محكم نسبت به خويشتن و ارزش هاي خود داشته باشيد ،مي توانيد اخلاق و رفتارتان را با ايجاد تغيير در نوع گرايش ذهني دروني تان تغيير بدهبد . اعتماد به نفس ، در حقيقت ناشي از دارا بودن يك احساس خوب و مثبت نسبت به خود و داشتن نوعي احساس افتخار و سر بلندي نسبت به آنچه كه هستيد مي باشد .
 
انسان هاي داراي تصوير ذهني مثبت و سالم ، اطمينان و صميميت را در پيرامون خويش ساطع مي نمايند به طوريكه اين موضوع در حركات ، سكنات و گفتارشان پديدار ميگردد . چنين افرادي خود را لايق زندگي شاد و پر نشاط ميدانند و مشكلات زندگي را به راحتي حل ميكنند .
 
 
منبع : كتاب تصوير ذهني سازماني نوشته دكتر محمود جهانگيري
فرستنده : Ashob

               این نقاشی رو توی یکی از آفیسها دیدم ...حیفم اومد شما هم نبینینش

                          ضمنا این اثر توسط استاد فیلو ثبت شده است                         

      

تصوير ذهني سازماني (قسمت اول)

 
 تاريخچه و تعريف تصوير ذهني
 
پايه گذار نظريه خود انگاره يا تصوير ذهني يك پزشك جراح پلاستيك به نام دكتر ماكسول مالتز بود كه با انجام بررسي هاي مختلف در مورد ميزان تاثير جراحي چهره و صورت بر شخصيت بيماران خود ، نتيجه گرفت كه مسئله اصلي در متحول نمودن زندگي آنها پس از جراحي ، تغيير ظاهر فيزيكي بيماران نيست بلكه تغيير تصويري است كه آنها از خويشتن در ذهن خود دارند و همين موضوع نيز باعث بروز اختلافات و تفاوت هاي گيج كننده در نتايج حاصل از انجام جراحي پلاستيك بر روي افراد مختلف شده بود . به نظر دكتر مكسول تمام رفتار ، احساسات ، عادات و حتي توانائي هاي افراد متناسب با خود انگاره آنهاست كه قابل تغيير و دگرگوني نيز ميباشد
.
خود انگاره يا خود پنداره ، ايده و تصوير منحصر به فرد و كاملا اختصاصي از هويت ، توانائي ها ، ارزش ها و ساير موارد مربوط به خويشتن است و در حقيقت، اشاره ظريفي به ميزان مقبوليت و ارزش فرد در نزد خويشتن دارد. SI همان فكري است كه افراد راجع به خودشان دارند و خود را با آن ذهنيت ميپذيرند و قبول ميكنند مثلا ممكن است خود را فردي جسور ، زيبا ، خوش طبع ، با استعداد ، موفق و يا برعكس ، انساني ترسو ، زشت ، عصبي ، زود رنج ، بي استعداد و ناموفق بدانند .
  
تصوي ذهني همچون آينه اي است كه انسان ها ، انعكاس خود را در آن به نظاره مي نشينند و تصويري است كه از خودشان در ذهن ترسيم نموده اند و در عميق ترين سطح وجودي ، آن را بصورت واقعي احساس ميكنند و بطور ناخود آگاه ، آن را قبول و باور دارند و به آن معتقد هستند .
 
تصوير ذهني همان برچسبي است كه به خودتان ميزنيد و احساس و عقيده اي است كه نسبت به خود داريد . خود انگاره يعني اين كه ما ، خودمان را چطور ميبينيم و فكر ميكنيم كه ديگران ما را چگونه مي بينند و در حقيقت ، ديد و بينش هوشيارانه از خويشتن است كه بيان كننده نوعي خود ارزيابي است . خود پنداره ، در حقيقت نوعي خود ارزيابي آگاهانه افراد از خصوصيات ، شخصيت ، توانائي ها ، مهارت ها و صفات ديگر خود ميباشد كه بيان كننده عقيده و ذهنيتي است كه هر فرد نسبت به خويشتن دارد .
 
خود انگاره هر فرد مجموعه فشرده اي از ثروت دروني اوست و داراي نيروي پايان ناپذير و پر قدرت كه ميتواند انسان ها را بسوي يك زندگي سالم و ارزشمند و يا بيمار و ناپايدار سوق دهد . خود پنداره يك سيستم تاثير گذار قوي داخلي است كه افراد نسبت به خويش احساس ميكنند و تمام عمر خود را صرف اعتبار بخشيدن به آن خواهند كرد .
 
تصوير ذهني ، همان چيزي است كه فكر ميكنيد ، هستيد و تصويري است كه نسبت به بينش ديگران راجع به خود ، در ذهن تان ترسيم ميكنيد و اين كه خود را چگونه به ديگران معرفي ميكنيد و در معرض قضاوت قرار ميدهيد .
 
تصوير ذهني نيز همچون محتواي انسان ها ، از چندين مجموعه ظاهري و باطني متشكل از لايه هاي مختلف تشكيل شده است كه ممكن است مبتني بر واقعيت نباشد و نوعي تحريف شناختي براي فرد پديد آورد كه نياز به تصحيح نيز داشته باشد .
 
 
                                   تصوير ذهني هر انسان
                                   غيب گوي دروني اوست
 
منبع : كتاب تصوير ذهني سازماني از دكتر محمود جهانگيري
فرستنده : Ashob

موج سوم-قسمت7

موج دوم

معماری تمدن

در طول ده­ها هزار سالی که تمدن موج اول با قدرت تام حکم­فرما بود، جمعیت کره زمین به دو گروه تقسیم شد:

·         بدوی: در دسته­ها و قبایل کوچک می­زیستند و از راه جمع­آوری آذوقه، شکار، یا ماهی­گیری امرار معاش می­کردند و کسانی بودند که انقلاب کشاورزی بر آن­ها بدون تأثیر گذر کرد.

·         متمدن: مردمی بودند که روی زمین و خاک کار می­کردند؛ به عبارت دیگر تمدن کشاورزی ریشه در خاک فرو برد.

شباهت­های تمدن­های کشاورزی از چین و هندوستان تا مکزیک و یونان و روم بر خلاف رنگ­ها و نژادها:

·         در همهء آن­ها زمین مبنای اقتصاد، زندگی، فرهنگ، ساختار خانواده، و سیاست بود.

·         در همهء آن­ها تقسیم ساده­ای از کار حکم­فرما بود و به تدریج طبقات معین – مثل اشراف، روحانیون، رزم­آوران، رعایا، بردگان، غلامان، ارباب، و رعیت – پدیدار شد.

·         در همهء آن­ها ساخت قدرت تمام و کمال استبدادی بود.

·         در همهء آن­ها تولد مقام فرد را در زندگی تعین می­کرد.

·         در همهء آن­ها اقتصاد نامتمرکز بود به نحوی که هر ناحیه و محله بیش­ترین قسمت احتیاجاتش را خودش فراهم می­آورد.

نشانه­های آینده - پدیده­های موج دومی در دوران سلطه­ی کامل موج اول:

·         کارخانه­های کوچک تولید انبوه در یونان و روم.

·         حفر چاه نفت 400 سال قبل از میلاد در یونان و 100 سال قبل از میلاد در برمه.

·         وجود نظام­های اداری بزرگ در بابل و مصر.

·         رشد شهرهای بزرگ در آسیا و آمریکای جنوبی.

·         وچود جاده­های تجاری در دل بیابان­ها، اقیانوس­ها، و کوه­ها: مثل جاده ابریشم.

·         وجود نوعی ماشین بخار ابتدائی در اسکندریه­ی قدیم

این نشانه­های آینده هرگز به نظام هماهنگی تبدیل نشدند یا نمی­توانستند بشوند.  پس می­توانیم تا سال­های 1650 – 1750 از جهان موج اول سخن بگوییم:

باقی­مانده­های گذشته­ بدوی + نشانه­های آینده­ صنعتی ß سلطه کامل تمدن کشاورزی

موج سوم-قسمت6

برخورد امواج

موج­های آینده

·         زمانی که موجی واحد در کشوری تسلط می­یابد:

الگوی توسعه­ی آینده به راحتی قابل درک می­شود، اهداف مشخص می­شود ( تعین اهداف ) و همه­ی جامعه به سوی آن حرکت می­کنند. در این صورت همه افراد می­توانند تصویری روشن و پیش­بینی درستی از آینده داشته باشند.

·         هرگاه جامعه­ای با دو یا سه موج تحول هم­زمان مواجه شود که هیچ کدام مسلط نباشند:

تصویر آینده می­شکند و در هم می­ریزد و طبیعی است در این حال فهم و درک تحولات و تعارضات آینده مشکل است. در این صورت برخورد امواج گرداب­های بزرگی به وجود می­آورد که جریان­های مهم­تر و عمیق­تر تاریخی را در اعماق خود پنهان می­کند. این وضعیت به راحتی در ایران قابل مشاهده است: ایران کشوری است که به غیر قابل پیش­بینی بودن مشهور است، مثلاً در یک انتخابات پیش­بینی می­شود مردم شرکت نکنند ولی به یک باره اکثریت مردم شرکت می­کنند. هم چنین می­بینیم که متخصصین و تحصیل کرده­های ایران نمی­توانند پیش­بینی و تحلیل درستی از آینده داشته باشند ولی در کشورهای پیش­رفته اغلب پیش­بینی­ها نزدیک به واقعیت است.

برخورد امواج دوم و سوم در همه جا تنش­های اجتماعی، تعارضات خطرناک، و تضاد و دوگانگی ایجاد کرده است. مثلاً در آمریکا سیاه­پوستان و یهودیان با وجود اتحاد و اشتراک عقیده، در مبارزه علیه تبعیض نژادی با یکدیگر درگیر شده­اند. در بسیاری از کشورها کارگران که از سیاست­های مترقی نظیر توزیع مجدد درآمد بهره­مند بوده­اند اکنون در زمینه­هایی نظیر حقوق زنان و قوانین خانواده مواضع ارتجاعی می­گیرند. سیاست­مدارانی مثل جیمی کارتر را می­بینیم که در قبال مسائل اقتصادی از نگرش­های محافظه کارانه و نسبت به هنر، اخلاق جنسی، و حقوق زنان از مواضع آزادی خواهانه حمایت می­کنند.

در حقیقت کلید درک معمای جهان فعلی چیزی نیست جز درک مبارزه­ای که یک طرف آن را طرف­داران نظام صنعتی و طرف دیگر را طرف­داران سرنگونی آن تشکیل می­دهند. مهم­تر این که خواه به تدوین سیاست­های یک مملکت مشغول باشیم، یا تنظیم خط مشی­های یک شرکت بزرگ، یا بخواهیم برای هدف­های زندگی فردی برنامه­ریزی کنیم ( تعیین اولویتها )، در هر حال ابزاری جدید برای تغیر آن جهان در دست خواهیم داشت.

در قمست­های بعد به تحولات دو موج اول و دوم نگاهی عمیق­تر خواهیم انداخت تا برای بحث درباره « موج سوم » آماده شویم.