علی دایی اسطوره خواستن
مهم نیست از علی دایی خوشتان می آید یا دلتان می خواهد سر به تنش نباشد
مهم نیست او منتقدان زیادی دارد یا افراد زیادی از او طرفداری میکنند یا نه
ما فقط همگی میدانیم او آدم بسیار موفقی بوده و هست...
علی دایی از یک تیم دانشگاهی بازیش را به صورت جدی آغاز کرد و نسبت به سنش خیلی دیر به تیم ملی دعوت شد. تا به حال از خودتان پرسیده اید چرا؟ چرا علی دایی ، علی دایی شد ولی خیلیهای دیگر آمدند و رفتند و تمام شدند؟...یادتان هست او در تیم علی پروین ۱۰ دقیقه فرصت یافت تا خودش را نشان دهد و فیکس تیم ملی شد...میخواهیم این چراها را بررسی کنیم:
او در اولین بازی ملی خود فقط ۱۰ دقیقه پایانی به میدان آمد وکاری کرد که سالها خط حمله ایران جولانگاه او بود..چرا؟
چون او میدانست آن ۱۰ دقیقه فقط یک فرصت است و آنرا غنیمت شمرد،آیا شما قدر فرصت های بدست آمده را میدانید؟
او میدانست که از نظر تکنیکی ضعیف است مشکلی که هیچوقت حل نشد ولی او توانست بهترین گلزن جهان شود..چرا؟
چون روی نقاط قدرتش(هوش، بازیخوانی،ولع گلزنی...)تمرکز کرد...آیا شما نقاط قوت خودتان را پیدا و روی آن تمرکز کرده اید
او میتوانست پس از چند بازی در تیم ملی مثل خیلی های دیگر ارضا شده و تمام شود ولی نشد و سالها تاثیر گذار بود...چرا؟
چون سقفش را بلند تعریف کرد
او بعضی از اوقات افت محسوسی میکرد به طوری که همه میگفتند دایی تمام شده و باید برود و ناگهان همه را شگفت زده میکرد ودهان همه منتقدین را میبست..چرا؟
چون هیچگاه دست از تمرینات مستمر بر نمیداشت و سعی میکرد آمادگیش را حفظ کند...شما چقدر برای موفقیت تمرین میکنید؟
او در اکثر اوقات مورد هجوم منتقدین قرار میگرفت به طوری که هر کس دیگری جای او بود از پا در می آمد ولی او اینگونه نشد...چرا؟
چون او به راهش ایمان داشت و دارد ...خودش میگوید :من وقتی وارد ورزشگاه میشوم کر هستم...شما چقدر به راهتان و هدفتان ایمان دارید آیا آنجا که باید کر باشید هستید؟
او هیچ وقت وارد حاشیه نشد درحالی که بارها مخالفانش سعی کردند او را به این سمت ببرند او هیچگاه جایگاهش درهم نشکست حتی بعد از حضور بدش در جام جهانی ۲۰۰۶ ...چرا؟
چون او همیشه سعی کرد پرستیژ خود را به عنوان یک اسطوره ملی حفظ کند(مقایسه کنید با امثال خداداد عزیزی که همین هفته قبل در مشهد به تماشاگران کرمانی فحاشی کرد)...آیا شما سعی میکنید پرستیژ خود را در همه حال حفظ کنید؟
او وقتی به تیم مالدیو گل میزد مشتهایش را گره میکرد و همانقدر خوشحال میشد که به تیم چلسی گل زد...چرا؟
چون او از ذات گل زدن لذت میبرد و کارش را عاشقانه انجام میداد و میدهد...آیا شما سعی میکنید از ذات کارتان لذت ببرید؟
او الگوی خوبی برای موفقیت است حتی اگر از او متنفر باشید
یادتان باشد او در این سن هنوز آقای گل لیگ است!!!