موج سوم-قسمت10 ج

پشت پا زدن به قواعد

4- تراکم

گروه

جوامع موج اول

جوامع موج دوم

انرژی

استفاده از منابع پراکنده: نیروی عضلانی انسان و حیوان، از خورشید، آب، باد، درختان جنگل­ها

وابستگی کامل به ذخایر سوخت فسیلی جبران ناپذیر: نفت، گاز، زغال سنگ، و غیره.

باطری­های حیات

جمعیت

زندگی در روستاهای کوچک و پراکنده

جمع­آوری روستاییان و اسکان آن­ها در شهرهای بزرگ

کار

انجام کار در همه جا اعم از خانه، دهکده، و مزارع

غالباً در کارخانه­ها یعنی جایی که هزاران کارگر را با هم زیر یک سقف جمع کرده بود

بی­نوایان

زندگی در کلبه حقیر خود یا نگه­داری توسط خویشاوندان

جمع­آوری و نگه­داری در بهزیستی و خانه­های نیازمندان

تبه­کاران

یا با تازیانه یا با تبعید از جایی به جای دیگر تنبیه می­شدند

اوائل قرن نوزدهم - دوران زندان­های بزرگ: جمع­آوری تبه­کاران و نگه­داری آنان در زندان­ها

دیوانگان

نگه­داری نزد خانواده­هایشان یا توسط افراد محل

جمع­آوری و نگه­داری در « دیوانه خانه­ها »

آموزش و پروش

استفاده از مکتب­خانه­ها یا معلمین خصوصی

جمع­آوری کودکان در مدارس

 

همه این گروه­ها در سر تا سر جامعه پراکنده بودند.

متراکم کردن همه چیز درست به همان گونه که کارگران را در کارخانه جمع آورده بودند.

سرمایه

 

خلق شرکت­های سهامی غول پیکر و از آن مهم­تر شرکت­های انحصاری و تراست­ها:

·         آمریکا سال 1960: تولید %94 تولیدات ماشین توسط فقط 4 شرکت اتومبیل­سازی

·         آلمان: انحصار بازار اتومبیل در دست فقط 4 شرکت

·         فرانسه: %100 تولید ماشین توسط 4 شرکت

·         ایتالیا: فیات به تنهایی %90 بازار را در اختیار داشت

·         آمریکا: %80 تولید آلومینیوم، سیگار و آب جو توسط چهار پنج شرکت خصوصی

·         آلمان: %92 کاغذ دیواری، %98 فیلم عکاسی، %91 ماشین­های خیاطی توسط کم­تر از چهار شرکت

 

موج سوم-قسمت10 ب

پشت پا زدن به قواعد

3- هم­زمان سازی

در موج دوم: زمان = پول ç نمی­توان ماشین­آلات گران قیمت را به حال خود رها کرد که با ریتم خودشان کار کنند.

هم­زمان سازی در موج اول هم مشاهده می­شود:

·         جنگ­ها: حمله به دشمن به اتفاق و به طور هم­آهنگ.

·         ماهی­گیری: کشیدن تورها و پارو زدن هم­زمان با هم.

·         آواز خواندن در هنگام کار (مثل قالی­بافی، ماهی­گیری) وسیله­ایست برای هم­زمان سازی و بازتابی است از شرایط آن کار.

در موج اول این هم­زمانی از آهنگ موزون فصل، از فراگردهای بیولوژیک و از ضربان قلب ریشه می­گرفت.

در موج دوم هم­گام شدن را با ضربان ماشین آغاز کردند: وظایف شغلی زمان­بندی شده و به بخش­های متوالی و دقیق تقسیم گردید: 8 صبح تا 4 بعد از ظهر ç نصب دستگاه کارت ورود و خروج.

علاوه بر زندگی شغلی، در زندگی اجتماعی:

·         کودکان سال تحصیلی را هم­زمان آغاز می­کردند و به پایان می­رساندند.

·         وسایل نقلیه در ساعات شلوغ در رفت و آمدند.

·         کانال­های تلویزیونی برنامه­های سرگرم کننده خود را در ساعات خاصی پخش می­کردند.

·         رواج ساعت­های دیواری و مچی درست در لحظه­ای به وقوع پیوست که تمدن صنعتی هم­زمان سازی بیش­تری را در کار لازم داشت.

·         ساعت معینی برای تفریح و اوقات فراغت کنار گذارده شد.

·         تعطیلات، مرخصی­ها، یا ساعات تنفس استاندارد در زمان­بندی کار پیش­بینی شد.

·         خانواده­ها رأس یک ساعت معین از خواب بیدار می­شدند، صبحانه می­خوردند، سر کار می­رفتند، کار می­کردند، می­خوابیدند، و حتی در ساعتی معین عشق­بازی می­کردند.

موج سوم-قسمت10 الف

پشت پا زدن به قواعد

2- تخصصی کردن

هر قدر موج دوم تفاوت­های زبان، اوقات فراغت و شیوه­ی زندگی را بیش­تر از بین برد به تنوع بیش­تری در حوزه کار نیاز داشت. با تسریع جریان تقسیم کار، موج دوم متخصص و کارگر تنگ­نظر و پولکی را که به سبک تیلوری فقط در یک کار مهارت داشت و دائماً همان کار را تکرار می­کرد، جای­گزین روستایی همه فن حریفی ساخت که به طور نامستمر کار می­کرد.

سال 1776 آدام اسمیت در کتاب « ثروت ملل » : « چنین به نظر می­رسد که بزرگ­ترین پیشرفت در زمینه نیروی مولده­ی کار، ناشی از تقسیم کار باشد ».

مثال سنجاق:

·         یک کارگر قدیمی که همه کارهای لازم را خودش به تنهایی انجام می­داد در روز حداکثر بیست سنجاق تولید می­کرد.

·         یک کارگاه: برای ساختن یک سنجاق هیجده عمل مختلف به وسیله ده کارگر متخصص انجام می­شد که هر کدام عهده­دار تنها یک یا چند عمل هستند ç تولید بیش از 48،000 سنجاق در روز یعنی به طور متوسط هر کارگر 4800 سنجاق.

 

با انتقال هر چه بیش­تر کار به کارخانه، داستان سنجاق در مقیاس وسیع­تر بارها و بارها تکرار شد و به همان نسبت هزینه­های انسانی تخصصی کردن بالا رفت ç ایراد: کار تکراری و خیلی تخصصی بیش از پیش کارگر را از خصایص انسانی تهی می­کند.

مثال: هنری فورد در سال 1908 – نه هیجده عمل بلکه 7،882 عمل مختلف لازم بود تا یک اتومبیل ساخته شود. فورد بررسی کرد و به این نتیجه رسید که از این 7،882 کار تخصصی باید:

·         949 کار توسط مردان قوی هیکل و پر قدرت و از نظر جسمانی در سلامت کامل

·         3،338 کار توسط مردانی با قدرت معمولی و

·         بقیه کارها توسط زنان یا کودکان سنین بالاتر انجام شود.

 

وی با لحنی عاری از عاطفه ادامه می­دهد که:

·         670 کار را مردان بدون پا

·         2،637 کار را مردان با یک پا

·         2 کار را مردان بدون دست

·         715 کار را مردان یک دست و

·         10 کار را مردان کور می­توانند انجام دهند

 

به طور خلاصه، برای یک کار تخصصی کل یک شخص مورد نیاز نیود بلکه فقط به قسمتی از بدن وی نیاز بود.

دیگر نتایج تخصصی کردن: برای برخی گروه­های متخصص فرصتی پیش آمد تا دانش پر رمز و راز را به انحصار خود در آورند ç یک گروه تولید کننده و دیگران مصرف کننده ç ارتباط از طریق بازار.

در جوامع موج دوم:

·         بهداشت کالایی است که به وسیله پزشک و بوروکراسی تأمین بهداشت به مریض ارائه می­شود نه این که سلامت ناشی از مراقبت­های هوش­مندانه خود مریض (تولید برای مصرف شخصی) باشد.

·         آموزش و پرورش به وسیله معلم در مدرسه « تولید » و به « مصرف » دانش­آموز می­رسد.

·         در سیاست: «توده­ها بدون کمک انقلابی حرفه­ای قادر نخواهند بود انقلابی بر پا کنند» لنین.

در این زمان بود که گروه­های شغلی مختلف حتی کتاب­دار و فروشنده  مصرانه خواستار شدند تا آن­ها هم به عنوان مشاغل حرفه­ای تخصصی شناخته شوند و ضوابط شغلی، ارزش مادی و شرایط ورود به تخصص خود را شخصاً تعین کنند (اتحادیه­های کارگری)

موج سوم-قسمت10

پشت پا زدن به قواعد

1- استاندارد کردن (هم­سان سازی)

هر کس می­داند که جوامع صنعتی میلیون­ها محصولات مشابه به بازار عرضه داشتند؛ با اهمیت یافتن بازار تنها به استاندارد کردن بطری­های کوکاکولا و جعبه دنده اتومبیل اکتفا نشد.

اولین شخصی که به اهمیت این نکته پی برد تئودور ویل (Theodor Veil) مؤسس شرکت تلفن و تلگراف آمریکا (AT & T) بود. ویل نه تنها دستگاه تلفن و تمام اجزاء آن را، بلکه تولیدکنندگان تجاری این شرکت و نظام اداری آن را به صورت استاندارد در آورد و البته ضرورت وجودی « یک نظام متحدالشکل اداری و حساب­داری » آن قدر بدیهی است که لازم به تذکر نیست. ویل متوجه شده بود که برای موفقیت در فضای موج دوم، « نرم­افزار » یعنی رفتار و عادات روزمره­ی اجرایی و اداری هم باید هم­گام با « سخت­افزار » استاندارد گردد.

دیگری فردریک وینزلو تیلور (Frederick Winslow Taylor) است که در ابتدا مکانیک بود و بعدها پایه­گذار نهضت (تیلوریسم) شد. وی به این نتیجه رسید که از میان راه­های گوناگون فقط یک راه به­تر (استاندارد) برای انجام کاری، یک ابزار به­تر (استاندارد) برای اجرای آن و یک زمان تعین شده (استاندارد) برای به اتمام رساندن آن وجود دارد.

تیلور با این فلسفه استاد برجسته مدیریت گردید؛ او را با فروید، مارکس، و فرانکلین مقایسه می­کردند. نه تنها کمونیست­ها بلکه صاحبان سرمایه­ها که سعی می­کردند تا آخرین رمق از کارگران خود کار بکشند نیز تیلوریسم را با آن کارشناسان افزایش کارایی، و اصول پرداخت مزد بر مبنای مقدار تولید (کار کنتراتی) و افزایش حیرت­آور تولید تحسین می­کردند.

در جوامع موج دوم هم روش­های انجام کار و هم خود کار استاندارد شد: آزمون استاندارد برای شناسایی و پاک­سازی افراد نامناسب به ویژه در خدمات اداری، ضوابط پرداخت حقوق، تعطیلات، آزمون­های هوشی استاندارد، روش ارزش­یابی و نمرات دانش­آموزان، زبان استاندارد (زبان­های رسمی)، وزن­ها و ابعاد اندازه­گیری استاندارد (مقیاس متریک)، پول و حتی قیمت­های استاندارد، آگهی­ها و برنامه­های تلویزیونی مشابه و استاندارد.

نکته: چانه زدن از نشانه­های استاندارد نبودن است. چانه زدن را می­توان در کشورهای موج اول که کاملا وارد موج دوم نشده­اند و کشورهایی که موج دوم را رد کرده­اند مشاهده کرد؛ این دو مثل دوندگانی هستند که ظاهرا با هم دور میدان مسابقه می­دوند اما اولی­ها یک دور کامل عقب هستند.

موج سوم-قسمت9ب

شکاف نامرئی

شکاف بین زن و مرد

در جوامع موج اول کار در مزارع یا در خانه انجام می­شد و افراد خانوار در کنار هم یک واحد اقتصادی را تشکیل می­دادند. موفقیت یا شکست هر واحد تأثیری بر واحدهای دیگر نداشت. حتی در داخل هر واحد اگر کسی به دلیل بیماری یا تمایل شخصی کاری را انجام نمی­داد فرد دیگری وظیفه وی را بر عهده می­گرفت؛ در نتیجه وابستگی متقابل بسیار کم بود.

در جوامع موج دوم کار از مزرعه و خانه به کارخانه انتقال یافت و میزان وابستگی متقابل را افزایش داد، عدم موفقیت یک کارخانه شیشه­سازی یا لاستیک­سازی بر کارخانه اتومبیل­سازی اثر می­گذاشت.

در نهایت به جز در خانه، شیوه جدید کار بر شیوه­های گذشته غلبه کرد. هر خانه به صورت یک واحد غیر متمرکز باقی ماند که به کار تولید مثل، پرورش اطفال، و انتقال میراث فرهنگی اشتغال داشت. شکست یک خانواده در انجام این وظایفش تأثیری بر خانواده مجاور نداشت. به عبارت دیگر در خانه شیوه کار با وابستگی متقابل کم هم چنان باقی ماند.

·         زن در خانه ماند و به تولید اشتغال داشت اما برای استفاده شخصی خانواده­اش نه برای عرضه به بازار.

·         مرد خانه را به قصد انجام کار مستقیم اقتصادی ترک کرد.

 

·         مرد مسئولیت انجام کار پیش­رفته را بر عهده گرفت.

·         زن عقب ماند تا نوع قدیمی­تر و عقب­افتاده­تر کار را انجام دهد.

 

·         مرد از آن جا که بود به سوی آینده حرکت کرد.

·         زن در گذشته باقی ماند.

 

·         ماهیت عمومی یا جمعی کارخانه و اداره و نیاز به هماهنگی و یک­پارچگی نیازمند تجزیه و تحلیل عینی بود ç مردان به نحوی تربیت می­شدند که « عینیت­گرا » و واقع­بین باشند.

·         کار تولید مثل، پرورش اطفال، و خانه­داری در انزوای اجتماعی انجام می­گرفت ç زنان آموختند که « ذهنیت­گرا » باشند. حتی تصور می­شد که زنان برای کارهای منطقی و تفکر تحلیلی که ظاهراً با واقع­بینی مرتبط بود آمادگی ندارند.

علاوه بر موارد فوق، این شکاف عوارض دیگری هم بر جای گذاشت. تا زمانی که تولید به قصد معامله و نه استفاده شخصی انجام گیرد و محصولات از طریق بازار جریان یابد، اصول معینی از موج دوم باید مراعات شود. با شناسایی این اصول قوه­ی محرکه پنهانی همه جوامع صنعتی بر ما آشکار می­گردد و از این گذشته می­توانیم بفهمیم که افراد موج دوم به طور معمول چگونه فکر می­کنند زیرا که این اصول قوانین بنیادی و « کتاب قواعد » رفتاری تمدن موج دوم را تشکیل می­دهد؛ در قسمت­های بعد این اصول معرفی و مورد بررسی قرار می­گیرند.

موج سوم-قسمت9 الف

شکاف نامرئی

معنی بازار

اقتصاددانان غربی بازار را به صورت واقعیتی کاملاً سرمایه­داری و مترادف با « اقتصاد سودطلب » می­بینند. اما به لحاظ تاریخی مبادله – و در نتیجه بازار – قبل از سود و مستقل از آن به وجود آمد، زیرا بازار به معنی واقعی کلمه چیزی بیش از یک شبکه مبادلاتی یا صفحه تقسیم نیست که از طریق آن کالا و خدمات به مقصدهای مورد نظر ارسال می­شود.

به طور کلی هر کجا تولیدکننده و مصرف­کننده از هم جدا شدند، مکانیزمی لازم آمد که بین آن دو رابطه برقرار نماید. این مکانیزم به هر شکل که باشد بازار نامیده می­شود.

بازار که تحت سلطه اهداف اجتماعی یا مذهبی – فرهنگی جوامع اولیه بود بعدها خود اهداف جوامع صنعتی را معین کرد. ارزش­های تجاری مرکزیت یافت و رشد اقتصادی – که به وسیله حجم بازار سنجیده می­شد – هدف اولیه­ی همه دولت­ها گردید.

بازار نهادی توسعه­طلب و « خود تقویت کننده » بود و این توسعه و گسترش باعث ارتقای سطح زندگی شد.

·         در سیاست دولت­های « موج دوم » در تعارض ناشی از جدایی تولید از مصرف گرفتار شدند:

o        تولیدکنندگان (مدیران و کارگران هر دو) برای افزایش حقوق و سود و مزایا خواستار افزایش قیمت بودند.

o        مصرف­کنندگان (از جمله خود همان کارگران) خواستار کاهش قیمت­ها بودند.

·         در فرهنگ این شکاف تمدنی به وجود آورد که بیش از هر تمدن دیگر در تاریخ پول­پرست، آزمند، و تاجرمسلک و حساب­گر بوده است. روابط شخصی، پیوندهای خانوادگی، عشق، و دوستی همه در سایه منافع شخصی و تجاری رنگ باخته یا به تباهی کشیده شدند.

اگر چه مارکس به درستی این روند نا انسانی شدن پیوندهای بشری را شناسایی کرد اما در انتساب آن به سرمایه­داری اشتباه کرد زیرا در آن زمان تنها شکل جامعه صنعتی، شکل سرمایه­داری آن بود. امروز می­دانیم که حرص به پول، کالا، و اشیاء بازتاب سرمایه­داری یا سوسیالیسم نیست، بلکه بازتاب نظام صنعتی است. بازتاب نقش مرکزی بازار در تمامی جوامعی است که در آن­ها تولید از مصرف جدا شده است. نه تنها محصولات، بلکه کار، عقاید، هنر، و روح نیز خرید و فروش و معامله می­شود: کارمندی که رشوه می­گیرد، مأمور خریدی که پنهانی کمیسیون می­گیرد، هنرمندی که برای پول می­نویسد یا نقاشی می­کند.

صرفاً وجود بازار افرادی را که کنترل بازار را در دست دارند در موقعیت خاص قدرت قرار می­دهد. این جدایی تولید حتی در عمق روان ما و برداشت ما از شخصیت انسانی اثر گذاشته است. تصور می­شود که انگیزه­ی رفتار سود است و رابطه انسانی نوعی معامله. حتی زن و شوهرهای امروزی زندگی زناشویی را نوعی قرارداد می­دانند.

این شکاف انسان­ها را دو شخصیتی کرده است:

1- به عنوان تولیدکننده:آموخته که از خوشی و لذت چشم بپوشد، منضبط و منظم، مقید و مطیع و دارای روح همکاری باشد.

2- به عنوان مصرف­کننده: یاد گرفته که به دنبال خوشی­های آنی باشد، نظم و انضباط را رها کند و به دنبال لذات شخصی باشد.

موج سوم-قسمت9

شکاف نامرئی

انقلاب صنعتی از یک طرف یک نظام اجتماعی یک­پارچه ایجاد کرد اما از طرف دیگر وحدت جامعه را از هم درید و شیوه­ای از زندگی مملو از تنش­های اجتماعی و ناراحتی­های روانی ایجاد کرد. تنها با درک ماهیت این شکاف نامرئی که زندگی ما را در سراسر دوران « موج دوم » شکل داده است می­توان از تأثیر کامل موج سوم به طور مثبت بهره­مند شد.

نظام یک­پارچه انقلاب صنعتی

1- سپهر فنی: تکنولوژی­های خاص خود

1-1- باطری­های حیات

1-2- رحم تکنولوژیک

1-3- معبد عنابی

2- سپهر اجتماعی: نهادهای خاص خود

2-1- خانواده­ای با کارایی بیش­تر

2-2- برنامه درسی نهانی

2-3- موجودات فناناپذیر

3- سپهر اطلاعاتی: مجاری ارتباطی

3-1- بوران کاغذ

3-2- پست و تلگراف و تلفن

3-3- رسانه­های همگانی: رادیو، تلویزیون، روزنامه­ها، و سینما

 

 

دو جنبه­ی مهم زندگی بشری که موج دوم آن­ها را از یکدیگر جدا ساخت، تولید و مصرف است. این عمل شکاف نامرئی و عظیم در درون اقتصاد، روان، و حتی هویت­های جنسی­مان ایجاد کرد. برای مثال عادت کرده­ایم که به خودمان به عنوان تولید کننده یا مصرف­کننده بنگریم؛ اما این همیشه حقیقت نداشت.

اگر اقتصاد موج اول را، قبل از انقلاب صنعتی، شامل دو بخش تصور کنیم ما را در فهم موج سوم کمک خواهد کرد:

G         الف – مردم برای مصرف خودشان تولید می­کردند: بخش عمده و عظیم مردم

A        ب – به منظور تجارت یا معامله به تولید اشتغال داشتند: بخش خیلی کوچک

بخش الف بخش عظیم به شمار می­رفت و بنابراین برای اغلب مردم تولید و مصرف در یک کارکرد حیات­بخش واحد ادغام شده بود؛ اصلاً واژه­ای به نام مصرف­کننده وجود نداشت.

موج دوم این وضعیت را عوض کرد و تولید کننده را از مصرف­کننده جدا ساخت. در حقیقت، موج دوم اصل تولید کالا برای مصرف شخصی را یعنی مصرف توسط تولیدکننده اصلی و خانواده­اش را از بین برد و تمدنی ایجاد کرد که در آن تقریباً هیچ کس حتی کشاورز نیز خودکفا نبود. همه افراد تقریباً به طور کامل وابسته به غذا و کالا و خدماتی بودند که توسط دیگران تولید می­شد.

این جدایی عوارض بسیار مهمی در بر داشت. اول این که بازار که در ابتدا پدیده­ای کم اهمیت و حاشیه­ای بود به همه زوایای زندگی نفوذ یافت. اقتصاد « بازار زده » شد.

موج سوم-قسمت8ج

در این قسمت معماری اساسی تمدن صنعتی بر اساس سپهر فنی (techno-sphere)، سپهر اجتماعی (socio-sphere)، و سپهر اطلاعاتی (info-sphere) بررسی شد.

معماری اساسی جامعه:

·         سپهر فنی: تولید و توزیع ثروت را بر عهده داشت.

·         سپهر اجتماعی: با هزاران سازمان و تشکیلات به هم پیوسته­اش برای افراد نقش­هایی تعین کرد.

·         سپهر اطلاعاتی: تولید و توزیع اطلاعات؛ اطلاعات لازم برای فعالیت کل نظام را توزیع می­کرد.

 

این ساختارها در همه جا هستند: روسیه و کمونیست تا آمریکا، آلمان، فرانسه، و کانادا؛ کشورهای  یهودی، مسیحی، اسلامی، زرتشتی، و بودایی و .... این ساختارها در همه جا پس از منازعات تلخ سیاسی و اقتصادی بین طرف­داران حفظ ساختار قدیمی موج اول و آنان که معتقدند تنها تمدنی نوین قادر به حل مشکلات دردناک گذشته است، پدیدار می­گردند.

نتایج موج دوم

  • به ارمغان آوردن موج گسترده امید بشری، برای اولین بار مردان و زنان به خود جرأت دادند تا باور کنند می­شود فقر و گرسنگی، بیماری، و استبداد را از میان برد.
  • تمدن نوین دارای: توانایی بالقوه برای ایجاد صلح، وحدت و هماهنگی، اشتغال برای همه، تساوی ثروت و امکانات، و پایان امتیاز مبتنی بر توارث، و پایان همه شرایطی که در موج اول تغیر ناپذیر و ازلی به نظر می­رسیدند.

سؤال: چرا تمدن صنعتی امروزه چیزی کم­تر از حالت آرمانی­اش به نظر می­آید؟

در صورتی قادر به پاسخ به این چرا هستیم که بتوانیم شکاف عظیمی را که باعث شده روان انسان موج دوم به دو بخش متخاصم تقسیم شود بررسی کنیم. در قسمت بعد این موضوع بررسی می­شود.

موج سوم-قسمت8ب

موج دوم

معماری تمدن

معماری اساسی جامعه

¨    سپهر اطلاعاتی

o       بوران کاغذ

جوامع موج اول

جوامع موج دوم

ارسال پیام رو در رو و شخص به شخص، پست­های خبری (مثل چاپارهای ایرانی)

ایجاد اداره پست
اختراع تلفن و تلگراف
رسانه­های همگانی

همه این امکانات و کانال­ها در اختیار ثروت­مندان و قدرت­مندان بود

کشورها در ایجاد خدمات پستی با یکدیگر به مسابقه برخاستند.
در سال 1960 اوج تمدن صنعتی و آغاز تموج موج سوم، اداره پست آمریکا سالی 355 بسته مراسلات داخلی برای هر نفر اعم از زن و مرد و کودک حمل می­کرد (روزی یک نامه) + تقریباً 93 میلیارد مکالمه تلفنی در سال.

·         شکست انحصار اطلاعات به علت گرایش ناگهانی ثروت­مندان به نوع­دوستی صورت نگرفت بلکه تکنولوژی موج دوم و تولید انبوه کارخانه به جریان یافتن « انبوهی » از اطلاعات نیاز داشت

خدمات پستی: انتقال پیام به میلیون­ها نفر اما نه به سرعت
تلفن: انتقال سریع پیام اما نه به یک میلیون نفر به طور هم­زمان؛ بنابراین این شکاف با رسانه­های همگانی پر شد

روزنامه­ها و مجلات: ظهور این نشریات در سطح یک کشور انعکاسی است از توسعه هم­سویه بسیاری از تکنولوژی­های جدید و ساخت­های اجتماعی

رسانه­های همگانی مثل رادیو و تلویزیون: شاهد اصول اساسی کارخانه؛ همگی آن­ها پیام واحدی را به ذهن میلیون­ها انسان می­زنند مثل کارخانه که محصول واحدی را برای استفاده میلیون­ها خانه بیرون می­ریزد.

 

موج سوم-قسمت8 الف

موج دوم

معماری تمدن

معماری اساسی جامعه

¨    سپهر اجتماعی

o       خانواده­ای با کارایی بیش­تر

جوامع موج اول

جوامع موج دوم

زندگی در خانواده­های بزرگ چند نسلی متشکل از عمو، عمه، خاله، دایی، اقوام زن و شوهر، پدربزرگ، و مادربزرگ

خانواده هسته­ای: پدر، مادر و عده کمی فرزند؛ بدون خویشاوندان دست و پا گیر

زندگی زیر یک سقف به صورت یک واحد تولید اقتصادی

واگذاری وظایف اصلی خانواده به نهادهای تخصصی: تعلیم و تربیت (مدارس)، مواظبت از سال­خوردگان (خانه­های سال­مندان)

·         برخورد امواج پیش­گام در درون هر خانوار: حمله به اقتدار پدرشاهی، روابط دگرگون یافته والدین- فرزندان، مفاهیم جدید آداب معاشرت

کارخانه­ها به کارگرانی نیاز داشت که به دنبال شغل از این جا به آن جا بروند: مهاجرت به شهرها رشته خانواده را از هم گسست.

 

o       برنامه­ی درسی نهانی

جوامع موج دوم

برنامه درسی آشکار: خواندن و نوشتن، حساب، تاریخ و موضوعات دیگر

برنامه درسی نهانی: سه درس

1-     وقت­شناسی: نیاز کارخانه به حضور به موقع کارگران، کارت­زنی ادارات

2-     اطاعت: اجرای بی چون و چرای دستورات مافوق – مأمور و معذور

3-     کار تکراری طوطی­وار: انجام کارهای یکنواخت و تکراری – طنز چارلی چاپلین در بستن پیچ و مهره­ها

·         تربیت افراد بالغ اعم از روستایی یا شاغل صنایع دستی برای کار در کارخانه غیر ممکن بود: نیاز به آموزش و پرورش برای تربیت کودکان

·         سال تحصیلی به مرور طولانی و طولانی­تر  شد

مدارس موج دوم جوانان را به نیروی کار منظبط و مقرراتی از نوع مورد نیاز تکنولوژی فنی – الکتریکی سوق داد.

 

o       موجودات فناناپذیر

جوامع موج اول

جوامع موج دوم

مالکیت موسسات بازرگانی در دست یک فرد، خانواده، یا عده­ای از شرکا بود

شرکت­های سهامی: طرح مفهوم مسئولیت محدود

این خطر وجود داشت که مالکین و شرکا همه ثروت خود را در سرمایه­گذاری از دست بدهند

اگر شرکتی ورشکست می­شد، سرمایه­گذار فقط مبلغی را که سرمایه­گذاری کرده از دست می­داد نه بیش­تر

·         دادگاه­ها با شرکت سهامی مثل « موجودی فنا ناپذیر » عمل می­کردند یعنی می­توانست از موسسین خود بیش­تر عمر کند، در نتیجه

·         می­توانست برنامه­ریزی­های درازمدت انحام دهد و

·         طرح­های بزرگ­تر از گذشته اجرا کند

در سال 1901 اولین شرکت سهامی یک میلیارد دلاری به نام «فولاد ایالات متحده» در صحنه ظاهر شد.

کارخانه موسیقی: مثالی از تکوین سپهر اجتماعی موج دوم

در حول و حوش این نهادهای مرکزی سازمان­ها و تشکیلات دیگر به وجود آمد: وزارت­خانه­های دولتی، باشگاه­های ورزشی، کلیساها، اتاق­های بازرگانی، اتحاده­های اصناف، سازمان­های حرفه­ای، احزاب سیاسی، کتاب­خانه­ها، انجمن­های قومی، گروه­های تفریحی و ....

در کشورهای موج دوم نوآوران جامعه با اعتقاد بر این که کارخانه پیش­رفته­ترین و کاراترین مؤسسه تولیدی است سعی داشتند قواعد کلی مربوط به آن­ها را در دیگر سازمان­ها نیز به کار گیرند. بنابراین مدارس، بیمارستان­ها، زندان­ها، و تشکیلات اداری دولتی بسیاری از خصوصیات کارخانه از قبیل تقسیم کار، ساختار مبتنی بر سلسله مراتب، و خصلت بی­هویتی ماشینی را به خود گرفتند.

موسیقی: ساخت سالن­های بزرگ کنسرت در لندن، وین، و پاریس برای ارائهء موسیقی به عموم ç فروش بیش­تر برای پول بیش­تر ç سالن­های بزرگ­تر ç صندلی­های بیش­تر ç تبدیل موسیقی مجلسی به موسیقی سمفونیک ç تحول در آلات موسیقی (صدای رساتر).

ساختار درونی ارکستر: وجود رهبر و معاون و گروه­سازی

تولید انبوه محصول برای بازار عمومی: تولید صفحات گرامافون

موج سوم-قسمت8

موج دوم

معماری تمدن

معماری اساسی جامعه

¨    سپهر فنی

o       باطری­های حیات

لازمه­ی بقای هر تمدنی، چه کهن چه نوین، انرژی است.

جوامع موج اول

جوامع موج دوم

گرفتن انرژی از « باطری­های حیات » یعنی نیروی عضلانی حیوان و انسان، یا از خورشید و آب و باد،
درختان جنگل­ها: پخت غذا و ایجاد گرما
چرخ بادی / آبی: آسیاب بادی / آبی

گرفتن انرژی از زغال، گاز، و نفت یعنی سوخت­های فسیلی

منابع احیاء شدنی

منابع احیاء نشدنی

شباهت همه جوامع صنعتی اعم از سرمایه­داری، کمونیست، و اسلامی؛ در شرق و غرب:

·         انتقال از انرژی پراکنده به متمرکز

·         انتقال از انرژی جای­گزین شدنی به انرژی احیاء ناپذیر

·         از منابع متنوع به منابع محدود

سوخت فسیلی: بنیان انرژی جوامع موج دوم

 

o       رحم تکنولوژیک

جوامع موج اول

جوامع موج دوم

« اختراعات ضروری » : جرثقیل، گاوآهن، منجنیق، چرخ، و اهرم

ماشین برقی و مکانیکی عظیم، قطعات متحرک، تسمه لوله، پیچ و مهره

هدف: تقویت نیروی عضلانی انسان یا حیوان

اعضای حسی قادر به دیدن، شنیدن، و لمس کردن با دقت بیش­تر از انسان.

·         اختراع ماشین­هایی برای تولید مثل دائمی ماشین­های جدید، ماشین تولید ابزار: اهدای رحم به تکنولوژی

·         تمدن موج دوم دستگاه­ها و ماشین­ها را تحت یک نظام به هم پیوسته و زیر یک سقف گرد آورد تا کارخانه و بعداً خط تولید داخل کارخانه را به وجود آورد.

صنایع اولیه: زغال سنگ، نساجی، و راه­آهن؛ سپس فولاد، اتومبیل­سازی، آلومینیوم، داروسازی، و لوازم خانگی؛ شهرک­های صنعتی

 

o       معبد عنابی

جوامع موج اول

جوامع موج دوم

توزیع با کاروان­های شتر مثل جاده ابریشم، و دست­فروشان دوره­گرد

توزیع از طریق راه­آهن، بزرگ­راه­ها، و کانال­ها

توزیع محدود محصولات معدود

توزیع انبوه و داد و ستد انبوه

·         ایجاد اولین فروش­گاه به رنگ عنابی با صندوق پرداختی به شکل معبد چینی در سال 1871 توسط جرج هانتیگتون هارفورد.

ظهور « کاخ­های بازرگانی » یعنی اولین فروش­گاه­های بزرگ.
ظهور قارچ­گونه شبکه­های پیچیده دلالان, عمده­فروشان، حق­العمل­کاران، و نمایندگی­های کارخانه­ها.

موج سوم-قسمت7 ب

موج دوم

معماری تمدن

در این قسمت اشاره کوتاهی داریم بر تمدن موج اول و شباهت­های این تمدن در کشورهای مختلف؛ نشانه­هایی از آینده در زمان اوج تسلط تمدن موج اول؛ چگونگی انتقال از موج اول به موج دوم به همراه مثال­های عینی و تاریخی از چند کشور:

1-      تمدن موج اول: وضعیت، شباهت­ها، و نشانه­هایندهییی آینده

2-      انتقال از موج اول به موج دوم: راه حل خشونت­آمیز

با وجود تفاوت­هایی نظیر زبان و فرهنگ، تاریخ و سیاست همه جوامع موج دوم از ویژگی­های مشترکی برخوردارند. در واقع در زیر تفاوت­های شناخته شده مبانی مشترکی دیده می­شود. برای درک امواج برخورد کنندهء تحول باید قادر باشیم که ساختارهای همانند همه کشورهای صنعتی و در واقع چهارچوب پنهانی تمدن موج دوم را شناسایی کنیم.

در قسمت بعد معماری تمدن صنعتی بر اساس سپهر فنی (techno-sphere)، سپهر اجتماعی (socio-sphere)، و سپهر اطلاعاتی (info-sphere) بررسی می­شود.

موج سوم-قسمت7 الف

موج دوم

معماری تمدن

راه حل خشونت­آمیز

حرکت و انتقال از موج اول به موج دوم در تمامی کشورها با انقلاب و خشونت همراه بود: جنگی خون­بار و طولانی میان مدافعین گذشته­ی کشاورزی و پارتیزان­های آینده­ی صنعتی. در این جنگ­ها غالباً این  مردم بدوی بودند که توسط هر دو طرف نیروهای درگیر از میان برداشته می­شدند.

¨       ایالات متحده آمریکا:

o        ورود به تمدن کشاورزی – حادثه برای مردم بدوی توسط کشاورزان:

·         ورود سفیدپوستان اروپایی به آمریکا

·         جنگ­های بی­رحمانه با سرخ­پوستان و کشتار آنان

·         احداث دهکده­ها و مزارع کشاورزی در سرزمین سرخ­پوستان.

بر این اساس جنگ­های سرخ­پوستی در آمریکا صرفاً به خاطر رنگ پوست نبوده است، بلکه سرخ­پوستان کسانی بودند که بی تفاوت از کنار انقلاب کشاورزی گذشتند و در آینده تاوان سخت این بی­تفاوتی هم توسط موج اولی­ها و هم توسط موج دومی­ها به آن­ها تحمیل شد، این مورد با نظام طبیعت هم منطبق است: از میان رفتن ضعیف توسط قوی­ترها.

o        ورود به تمدن صنعتی - حادثه برای کشاورزان توسط صنعت­کاران، مأموران آینده موج دوم:

·         روییدن قارچ­گونه کارخانه­ها و شهرها در نیوانگلند و ایالات مرکزی ساحل آتلانتیک

·         تولید سلاح­های گرم، ساعت، ابزار کشاورزی، منسوجات، چرخ خیاطی در بخش صنعتی شمال شرق آمریکا در اواسط قرن 19

·         برخوردهای  اقتصادی و سیاسی بین نیروهای دو موج و تبدیل آن به خشونت­های مسلحانه در سال 1861

جنگ­های داخلی آمریکا آن طور که بسیاری تصور می­کنند انحصاراً بر سر مسئله اخلاقی بردگی یا مسائل محدود اقتصادی مثل تعرفه کمرکی نبود، بلکه مسئله بزرگ­تری را در بر می­گرفت که عبارت بود از این که: آیا قاره ثروتمند جدید باید به وسیله کشاورزان اداره شود یا صنعت­گران؟ نیروهای موج اول بر آن حکومت کنند یا نیروهای موج دوم؟ آیا جامعه آینده آمریکا اساساً باید کشاورزی باشد یا صنعتی؟

¨       ژاپن

o        بازگشت میجی به عنوان امپراطور سال 1868

o        الغاء فئودالیسم سال 1876

o        شورش طایفه ساتسوما (Satsuma) سال 1877

o        اقتباس قانون اساسی غربی سال 1889

این­ها همگی بازتاب­های برخورد امواج اول و دوم در ژاپن محسوب می­شدند که گام­هایی بودند به سوی تولد ژاپن به عنوان یک قدرت صنعتی پیش­گام در جهان.

¨       روسیه

o        انقلاب 1917 نمونه روسی جنگ داخلی آمریکا بود

o        حذف آخرین نشانه­های بردگی و پایان فرمانروایی فئودال­ها توسط بلشویک­ها

در روسیه اساساً جنگ بر سر کمونیسم نبود بلکه بر سر صنعتی شدن بود.

¨       ایران

o        قتل قائم مقام فراهانی و سپس میرزا تقی خان امیر کبیر پایانی بود بر انتقال مسالمت­آمیز ایران از موج اول به موج دوم

o        انقلاب مشروطه نمایش این انتقال خشونت­آمیز در ایران بود.

 

با وجود تفاوت­هایی نظیر زبان و فرهنگ، تاریخ و سیاست همه جوامع موج دوم از ویژگی­های مشترکی برخوردارند. در واقع در زیر تفاوت­های شناخته شده مبانی مشترکی دیده می­شود. برای درک امواج برخورد کنندهء تحول باید قادر باشیم که ساختارهای همانند همه کشورهای صنعتی و در واقع چهارچوب پنهانی تمدن موج دوم را شناسایی کنیم.

در قسمت بعد معماری تمدن صنعتی بر اساس سپهر فنی (techno-sphere)، سپهر اجتماعی (socio-sphere)، و سپهر اطلاعاتی (info-sphere) بررسی می­شود.

موج سوم-قسمت7

موج دوم

معماری تمدن

در طول ده­ها هزار سالی که تمدن موج اول با قدرت تام حکم­فرما بود، جمعیت کره زمین به دو گروه تقسیم شد:

·         بدوی: در دسته­ها و قبایل کوچک می­زیستند و از راه جمع­آوری آذوقه، شکار، یا ماهی­گیری امرار معاش می­کردند و کسانی بودند که انقلاب کشاورزی بر آن­ها بدون تأثیر گذر کرد.

·         متمدن: مردمی بودند که روی زمین و خاک کار می­کردند؛ به عبارت دیگر تمدن کشاورزی ریشه در خاک فرو برد.

شباهت­های تمدن­های کشاورزی از چین و هندوستان تا مکزیک و یونان و روم بر خلاف رنگ­ها و نژادها:

·         در همهء آن­ها زمین مبنای اقتصاد، زندگی، فرهنگ، ساختار خانواده، و سیاست بود.

·         در همهء آن­ها تقسیم ساده­ای از کار حکم­فرما بود و به تدریج طبقات معین – مثل اشراف، روحانیون، رزم­آوران، رعایا، بردگان، غلامان، ارباب، و رعیت – پدیدار شد.

·         در همهء آن­ها ساخت قدرت تمام و کمال استبدادی بود.

·         در همهء آن­ها تولد مقام فرد را در زندگی تعین می­کرد.

·         در همهء آن­ها اقتصاد نامتمرکز بود به نحوی که هر ناحیه و محله بیش­ترین قسمت احتیاجاتش را خودش فراهم می­آورد.

نشانه­های آینده - پدیده­های موج دومی در دوران سلطه­ی کامل موج اول:

·         کارخانه­های کوچک تولید انبوه در یونان و روم.

·         حفر چاه نفت 400 سال قبل از میلاد در یونان و 100 سال قبل از میلاد در برمه.

·         وجود نظام­های اداری بزرگ در بابل و مصر.

·         رشد شهرهای بزرگ در آسیا و آمریکای جنوبی.

·         وچود جاده­های تجاری در دل بیابان­ها، اقیانوس­ها، و کوه­ها: مثل جاده ابریشم.

·         وجود نوعی ماشین بخار ابتدائی در اسکندریه­ی قدیم

این نشانه­های آینده هرگز به نظام هماهنگی تبدیل نشدند یا نمی­توانستند بشوند.  پس می­توانیم تا سال­های 1650 – 1750 از جهان موج اول سخن بگوییم:

باقی­مانده­های گذشته­ بدوی + نشانه­های آینده­ صنعتی ß سلطه کامل تمدن کشاورزی

موج سوم-قسمت6

برخورد امواج

موج­های آینده

·         زمانی که موجی واحد در کشوری تسلط می­یابد:

الگوی توسعه­ی آینده به راحتی قابل درک می­شود، اهداف مشخص می­شود ( تعین اهداف ) و همه­ی جامعه به سوی آن حرکت می­کنند. در این صورت همه افراد می­توانند تصویری روشن و پیش­بینی درستی از آینده داشته باشند.

·         هرگاه جامعه­ای با دو یا سه موج تحول هم­زمان مواجه شود که هیچ کدام مسلط نباشند:

تصویر آینده می­شکند و در هم می­ریزد و طبیعی است در این حال فهم و درک تحولات و تعارضات آینده مشکل است. در این صورت برخورد امواج گرداب­های بزرگی به وجود می­آورد که جریان­های مهم­تر و عمیق­تر تاریخی را در اعماق خود پنهان می­کند. این وضعیت به راحتی در ایران قابل مشاهده است: ایران کشوری است که به غیر قابل پیش­بینی بودن مشهور است، مثلاً در یک انتخابات پیش­بینی می­شود مردم شرکت نکنند ولی به یک باره اکثریت مردم شرکت می­کنند. هم چنین می­بینیم که متخصصین و تحصیل کرده­های ایران نمی­توانند پیش­بینی و تحلیل درستی از آینده داشته باشند ولی در کشورهای پیش­رفته اغلب پیش­بینی­ها نزدیک به واقعیت است.

برخورد امواج دوم و سوم در همه جا تنش­های اجتماعی، تعارضات خطرناک، و تضاد و دوگانگی ایجاد کرده است. مثلاً در آمریکا سیاه­پوستان و یهودیان با وجود اتحاد و اشتراک عقیده، در مبارزه علیه تبعیض نژادی با یکدیگر درگیر شده­اند. در بسیاری از کشورها کارگران که از سیاست­های مترقی نظیر توزیع مجدد درآمد بهره­مند بوده­اند اکنون در زمینه­هایی نظیر حقوق زنان و قوانین خانواده مواضع ارتجاعی می­گیرند. سیاست­مدارانی مثل جیمی کارتر را می­بینیم که در قبال مسائل اقتصادی از نگرش­های محافظه کارانه و نسبت به هنر، اخلاق جنسی، و حقوق زنان از مواضع آزادی خواهانه حمایت می­کنند.

در حقیقت کلید درک معمای جهان فعلی چیزی نیست جز درک مبارزه­ای که یک طرف آن را طرف­داران نظام صنعتی و طرف دیگر را طرف­داران سرنگونی آن تشکیل می­دهند. مهم­تر این که خواه به تدوین سیاست­های یک مملکت مشغول باشیم، یا تنظیم خط مشی­های یک شرکت بزرگ، یا بخواهیم برای هدف­های زندگی فردی برنامه­ریزی کنیم ( تعیین اولویتها )، در هر حال ابزاری جدید برای تغیر آن جهان در دست خواهیم داشت.

در قمست­های بعد به تحولات دو موج اول و دوم نگاهی عمیق­تر خواهیم انداخت تا برای بحث درباره « موج سوم » آماده شویم.

موج سوم- قسمت5

برخورد امواج

موج پیش­گام

ما تحولاتی را که با آن مواجه هستیم انقلابی فرض کردیم، این فرض لازم است اما کافی نیست. قبل از این که بتوانیم این تحولات را مهار و هدایت کنیم باید بتوانیم آن­ها را شناخته و تجزیه و تحلیل کنیم، برای این کار از روش یا ره­یافت موج پیش­گام استفاده می­کنیم. موج پیش­گام تاریخ را به صورت توالی امواج خروشان تحول می­بیند و بررسی می­کند هر کدام از این امواج پیش­رو ما را به کجا می­کشانند. این ره­یافت توجه را نه به پیوستگی­های تاریخ، زمان­هایی که یک موج مشخص مسلط بوده است، بلکه به نوآوری­ها و گسستگی­ها معطوف می­دارد، به این ترتیب الگوهای مهم تحول به محض پدیدار شدن شناسایی می­شوند.

ره­یافت فوق با این اندیشه ساده آغاز می­شود که پیدایش کشاورزی اولین پیش­رفت بزرگ در توسعه اجتماعی انسان، و انقلاب صنعتی دومین آن بوده است.

قبل از موج اول تحول، بسیاری از افراد بشر در گروه­های کوچک و غالباً مهاجر زندگی می­کردند و از راه جمع­آوری آذوقه، ماهی­گیری، شکار، و گله­داری ارتزاق می­کردند.

موج اول در حدود هشت هزار سال قبل از میلاد شروع شد و تا حدود 1650 – 1750 یکه­تاز میدان بود. در این زمان با این که موج اول کاملاً فرو ننشسته بود، موج دوم در اروپا، آمریکای شمالی، و بسیاری دیگر از نقاط جهان طی چند قرن زندگی را دگرگون ساخت و هم چنان به پیش­روی خود ادامه می­دهد. در این جا کشورهایی مثل کره، چین، سنگاپور، و تایلند را می­بینیم که ناگهان به صنعتی شدن روی آوردند و سایر کشورها نیز تلاش می­کنند کارخانه­های ذوب فلز، اتومبیل­سازی (ایران)، راه آهن، نساجی، و کارخانه­های مواد غذایی بسازند.

موج سوم- قسمت4

برخورد امواج

فرض انقلابی

امروز دو تصویر به ظاهر متضاد از آینده در بین عامه رواج دارد:

1- دنیای آینده ادامه­ی همان دنیای صنعتی « موج دومی » است منتهی به طور وسیع­تری کره زمین را پوشش خواهد داد.

2- اصلاً آینده­ای وجود ندارد، برای اینان تا وقوع آرماگدون (Armageddon)، نبرد نهایی بین خیر و شر، فاصله­ای نمانده است. این روزها جرج بوش پسر در مواجهه با عراق و تحقیقات هسته­ای ایران از اصطلاح آرماگدون استفاده می­کند.

اگر جامعه فردا ادامه همین جامعه امروزی است دیگر نیازی نیست ما خود را برای آن آماده کنیم و اگر دنیا به طور اجتناب ناپذیری به سوی نابودی خود در حرکت است از عهده ما کاری بر نخواهد آمد. هر دو این نگرش­ها نسبت به آینده نوعی خلوت­گزینی و کنش­پذیری ایجاد خواهند کرد و ما را در بی­حرکتی نگاه می­دارند. کنش­پذیری یعنی این که تبدیل به انسان­های واکنشی شویم به طوری که خودمان کاری را شروع نکنیم تا زمانی که دیگران به ما بگویند چه زمانی، کجا، چگونه، چه کاری را انجام دهیم .

برای درک آینده ما محدود به انتخاب بین این دو نگرش نیستیم، شیوه­های روشن­گر و سازنده­تری برای تفکر درباره آینده وجود دارد: فرض انقلابی، انقلاب یعنی تبدیل یا انتقال از یک وضعیت به  وضعیت دیگر که معمولاً با خشونت همراه است. حوادث کنونی چیزی نیست جز یک انقلاب جهانی و یک جهش تاریخی که نتیجه آن انتقال از یک تمدن موج دومی به تمدن موج سومی است.

موج سوم- قسمت3

برخورد امواج

منازعه­ی بزرگ

در عصری که زندگی می­کنیم تمدنی نوین در حال تکوین است، و انسانهای بی­بصیرت در همه جا از چین و ژاپن گرفته تا مغولستان، ایران، و افغانستان، و تا اروپا و آمریکا سعی دارند آن را سرکوب نمایند.

موج اول تمدن یعنی انقلاب کشاورزی هزاران سال طول کشید تا مأموریت خود را به پایان رساند؛ موج دوم یعنی تمدن صنعتی 300 سال به طول انجامید؛ موج سوم طی چند دهه خود را به کمال خواهد رساند.

موج سوم با از هم گسستن خانواده­هایمان، متزلزل ساختن اقتصادمان، فلج کردن سیستم­های سیاسی­مان، و در هم شکستن ارزش­هایمان بر همه ما اثر خواهد گذاشت. در ایران کمتر خانواده­ای را می­بینید که درگیری­های خانوادگی؛ و یا طلاق را تجربه نکرده باشد؛ اقتصاد به هم پیوسته­ی چندین کشور شرق آسیا با بروز حادثه در یک کشور دگرگون می­شود، اقتصاد شکوفای کویت در جنگ خلیج فارس جای خود را به دبی و قطر می­دهد؛ نظام 2500 ساله شاهنشاهی ایران سرنگون می­شود، ولیعهد قطر با کودتا علیه پدر به سلطنت می­رسد و چهره­ی جدیدی از قطر ارائه می­دهد، اتحاد جماهیر شوروی به کشورهای کوچک تجزیه می­شود.

میلیون­ها نفر هم اکنون زندگیشان را با نوای فردا هم­آهنگ کرده­اند، و دیگران وحشت­زده از آینده، نومیدانه و عبث به گذشته پناه برده­اند و سعی دارند دنیای رو به مرگی را که به آن­ها حیات بخشیده است، از نو زنده کنند.

همان طور که در ادامه خواهیم دید تمدن موج سوم شکاف تاریخی بین تولید کننده و مصرف کننده را پر می­کند و نظام اقتصادی « تولید برای مصرف شخصی » را به وجود می­آورد، در واقع می­توان موج سوم را نوع پیش­رفته موج اول دانست که تمام امتیازات آن را دارد ولی با تکنولوژی یا فن­آوری قرن بیست و یکم همراه است. هم اکنون در ایران می­توان دید که از تولید ماشین گرفته تا ایجاد سایت­های اینترنتی بر اساس خواسته مشتری قابل انجام است.

موج سوم-قسمت2

پیش گفتار نویسنده

آینده و مسائل آن سال­هاست که موضوع تحقیق و تفکر بسیاری از دانشمندان معاصر قرار گرفته است.

موج سوم چیزی بیش از اشراق نسبت به آینده است. تجزیه و تحلیلی است بسیار درخشان از نیروهایی که تمدن ما را تشکیل داده­اند.

موج سوم سعی دارد ما را برای انتقال صلح­آمیز به جامعه­ای معقول­تر و خردمندانه­تر آماده سازد.

موج سوم بینش ما را نسبت به خودمان، و نسبت به جهان اطرافمان دگرگون خواهد ساخت.

جامع­نگری خاص نویسنده، ترکیبی تکان­دهنده از موضوعاتی چون شخصیت آینده، فرهنگ الکترونیک، خانوادهء هسته­ای، اضمحلال حکومت ملی و انتقال از نظام سیاسی منسوخ فعلی به دموکراسی قرن بیست و یکم ارائه می­دهد که بنیادی­ترین فرضیات ما را متزلزل می­سازد.

همان گونه که انقلاب صنعتی باعث ویرانی ساختارهای نظام کشاورزی شد، انقلاب الکترونیک نیز ساختارهای نظام صنعتی را متلاشی خواهد کرد و بحران جهان کنونی نیز ناشی از این انتقال است.

بسیاری از تغیر و تحولات کنونی مستقل از یکدیگر نیستند و به همین گونه وقوعشان نیز تصادفی نبوده است. برای مثال بحران همه­جاگیر انرژی، شیوع ساعات کار شناور، ظهور جنبش­های تجزیه طلب همگی حوادثی به ظاهر بی ربط به نظر می­رسند. در حالی که کاملاً عکس آن صادق است. این رخدادها و بسیاری حوادث دیگر همگی به یکدیگر پیوسته­اند. در واقع آن­ها جزئی از پدیده­ای گسترده­تر هستند: غروب تمدن صنعتی و طلوع تمدنی جدید.

تا زمانی که به این رخدادها به صورت تغیرات مجزا بنگریم و وسعت معنی آن­ها را نادیده بگیریم، قادر نخواهیم بود برای آن­ها پاسخ­های منسجم و کارسازی پیدا کنیم. در این صورت به عنوان افراد، تصمیمات شخصی ما بدون هدف یا خویشتن باخته باقی خواهد ماند، و به عنوان دولت­ها، از منجلاب بحرانی به یحران دیگر می­افتیم و بدون برنامه، بدون امید، و بدون بینش تلوتلو خوران به سوی آینده پیش می­رویم.

موج سوم تمدن کهن را که بسیاری از ما در آن پرورش یافته­ایم، توصیف می­کند و تصویری دقیق از تمدن نوین که در حال شکوفایی است ارائه می­دهد. موج سوم از این بحث می­کند که در میان ویرانی و زوال می­توان شواهد شگفت­آور تولد و حیات را یافت.

اگر استدلال اصلی این کتاب صحیح باشد، دلایل قوی برای خوش­بینی در درازمدت وجود خواهد داشت حتی اگر چنین به نظر برسد که سال­های انتقالی طوفانی و بحران­زا باشند.

این کتاب تمدن صنعتی رو به مرگ را در قالب « سپهر فنی » (techno-sphere)، « سپهر اجتماعی » (socio-sphere)، « سپهر اطلاعاتی » (info-sphere)، و « سپهر قدرت » (power-sphere) توصیف می­کند و نشان می­دهد که چگونه هر کدام از آن­ها در جهان امروز دستخوش تحول انقلابی گردیده­اند. کتاب سعی دارد روابط این اجزاء را با یکدیگر و نیز روابط آن­ها را با « سپهر زیستی » (bio-sphere)، و « سپهر روانی » (psycho-sphere) را نشان دهد – یعنی ساختاری از روابط درونی وشخصی که از طریق آنان تغیرات جهان خارج بر زندگی خصوصی ما اثر می­گذارند.

موج سوم اعتقاد دارد که هر تمدنی از فراگردها (process) و اصولی معین استفاده می­کند. وقتی پی بردیم چگونه این اجزاء و فراگردها و اصول به یکدیگر پیوسته­اند و چگونه تحت تأثیر جریانات نیرومند تحول، یکدیگر را دگرگون می­کنند، موج عظیم تحولی که زندگی همه ما را آشفته کرده است بهتر درک خواهیم کرد.

پرسش صحیح معمولاً مهم­تر از پاسخ صحیح به پرسش غلط است. امید است موج سوم با ارائهء پاسخ­ها، پرسش­های جدید بسیاری را نیز مطرح سازد. امکان خطا در این جا نیز وجود دارد. همان طور که منتقد جورج استاینر (George Steiner) نوشته است، « طرح پرسش­های بزرگ خطر به دست آوردن پاسخ­های غلط را به همراه دارد، و پرسش نکردن ادراک را محدود می­سازد. »

چه آن را بشناسیم و چه نشناسیم، اکثر ما هم اکنون یا در مقابل تمدن نوین موضع گرفته­ایم و یا در ساختن آن مشارکت جسته­ایم. در هر حال امید است موج سوم هر کدام از ما را در انتخاب راهمان یاری دهد.

موج سوم-قسمت1

مقدمه

دنیا تا به امروز سه عصر متفاوت را تجربه کرده است.

عصر اول: عصر کشاورزی بوده که در آن معیار قدرت، داشتن زمین و نیروی انسانی بوده است. کسی که زمین بیش­تری داشته، خان و ارباب بوده است؛ یا در ایران در گذشتهء نه چندان دور و در نسل پدران و مادران خود می­بینیم که خانواده­ها عموماً دارای فرزندان زیاد هستند.

عصر دوم: با انقلاب صنعتی آغاز شد و عصر صنعت نام گرفت که در آن معیار قدرت کارخانه و سرمایه­داری بوده است. کشورهایی که در صنعت پیشرفته­تر بودند به عنوان ابرقدرت مطرح شدند.

اما با توجه به پیشرفت علم الکترونیک و ایجاد شبکه جهانی اینترنت، عصر سوم یا عصر الکترونیک به وجود آمد. در این عصر معیار قدرت، علم و فن­آوری اطلاعات است و مهمترین ویژگی که عصر الکترونیک را از دو عصر قبلی متمایز می­کند این است که فن­آوری الکترونیکی باعث شده دنیا به صورت دهکده­ای کوچک در بیاید که در آن تبادلات مالی و اطلاعاتی به صورتی آسان و با سرعتی بسیار بالا انجام شود و نتیجه این که در زمان هم صرفه­جویی خواهد شد.

به عنوان مثال، آقای هنری فورد مالک کارخانه­های اتومبیل­سازی فورد که در عصر صنعتی فعالیت داشت پس از 23 سال توانست سرمایه یک میلیارد دلار کسب کند. این زمان برای بیل گیتس در عصر صنعتی و الکترونیک به دوازده سال کاهش یافت. اما آقای جف بیزاس مؤسس و صاحب امتیاز سایت آمازون در عصر الکترونیک تنها در عرض سه سال توانست به مرز یک میلیارد دلار برسد و جالب این که دو سال بعد سرمایه­اش به 9 میلیارد دلار رسید.

یک مثال دیگر: رادیو پس از 38 سال موفق شد به مرز 50 میلیون مخاطب دست پیدا کند، این زمان برای تلویزیون به 13 سال کاهش یافت. اما اینترنت فقط در عرض 4 سال توانست به این موفقیت برسد.

این مثال­ها قدرت عصر الکترونیک را نسبت به دو عصر گذشته نشان می­دهد.

موج سوم

می خواهيم در مورد جريانی صحبت کنيم به نام موج سوم . موجی که متعلق به افراديست که فکر می کنند داستان زندگی بشريت تازه آغاز شده است . اما همانطور که می دانيد زندگی بشر تا کنون سه دوره يا موج را پشت سر گذاشته : 

۱ – موج کشاورزی : در اين موج واحد اقتصادی خانواده بود ، همه هم توليد کننده و هم مصرف کننده بودند ، سرمايه زمين بود ، شکست بمعنی مرگ و مير بوده و مفهوم کار ، کار يدی بود . 

۲ – موج صنعتی : در اين موج واحد اقتصادی کشور بود ، توليد کننده و مصرف کننده جدا از هم بودند و بنابراين مکانيزمی به اسم بازار وجود داشت ، سرمايه پول بود و شکست از دست دادن سرمايه .

معادله برنده-بازنده يا معادله الاکلنگی Win-Lose : نفع يکی گروه در گروی ضرر گروه ديگری است .

۳ – موج تجارت الکترونيک و اطلاعات : واحد اقتصادی دنياست (دهکده جهانی) ، اين موج با اختراع کامپيوتر و اينترنت بوجود آمد ، سرمايه اطلاعات است و شکست بمعنی نداشتن اطلاعات ، کارها وابسته بمکان نيستند و توسط تکنولوژی ارتباطات هر فرد می تواند در هر مکانی و زمانی کار انجام دهد در نتيجه صميميتها بيشتر شده و باعث يکی شدن زندگی خصوصی و کار می شود . در اين موج ساعات کاری شناور و انعطاف پذير می باشد .

موج سوم بينش ما را نسبت به خودمان و جهان اطرافمان دگرگون خواهد ساخت و ما دنيا را به شکل جديدی می بينيم . ما در اين موج جسارت نوآوری در کار را پيدا می کنيم .

معادله برنده-برنده Win-Win : معامله بر مبنای تبادل و تسهيم اطلاعات است بنابراين افراد بايستی روز به روز اطلاعات خود را افزايش دهند تا بتوانند با هم کار و رقابت کنند .

نتورک مارکتينگ يکی از دستاوردهای موج سوم می باشد و روشی برای انجام تجارت است . در اين روش مشتريان با کمپانی کار می کنند نه برای کمپانی .

تداخل موجها : چون واحد اقتصادی در هر موج به موج ديگر تغيير کرده مخالفتها و تنشهائی با موج جديد بوجود آمد . برای مثال در موج سوم برخی جوامع بعلت ضعيف بودن اقتصادشان با آن مخالفت می کنند .

اما شما بايد موج سواری را ياد بگيريد و سوار بر موج به سوی اهدافتان حرکت کنيد . از مخالفت مهراس چرا كه بالها در خلاف باد و نه در موافق آن به پرواز در مي آيند . پرنده اي كه از سقوط بترسد هرگز اوج صعود خوشبختي را نخواهد ديد . شنا کردن در جهت جريان آب، از عهده ي ماهي مرده هم برمي آيد.

اما تفاوت مهم در موجها در تفاوت در طرز فکر ها و نگرش هاست

برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر می توانید کتاب "موج سوم"نوشته "الوین تافلر" را تهیه و مطالعه کنید