عوامل شكل دهنده OSI نيروي انساني(بخش اول)
 
عوامل موثر مختلف قابل بحثي در ايجاد OSI نيروي انساني و در نتيجه خود انگاره سازمان ها وجود دارد كه متغيير ها و عوامل تاثير گذار اصلي و عمده آن را ميتوان به چهار بخش فردي ، سازماني، شغلي و محيط كاري طبقه بندي نمود .
 
  الف ) عوامل فردي
 
1)  علايق ، انگيزه ها، شخصيت ، ويژگيها و در يك كلام ، تصوير ذهني شخصي نيروي انساني سازمان ، نقش بسيار تعيين كننده در خود انگاره سازماني آنها دارد به طوري كه افراد داراي تصوير ذهني منفي ، همواره به دنبال بهانه اي مي گردند تا به گله و شكايت بپردازند و از هر چيزي كه مربوط به شغل خودشان است ، ناراحت و شاكي هستند .بيمار ي افسردگي ، علاوه بر منفي نمودن تصوير ذهني شخصي باعث شكل دهي منفي به تصوير ذهني سازماني افراد نيز خواهد شد .
 
تصوير ذهني شخصي افراد معمولا تحت تاثير ارزش ها ، نگرش ها ، تمايلات ، هوش ، تجارب شكست و موفقيت ، وراثت ، خانواده و غيره شكل مي گيرد .
 
2)  ميزان برطرف شدن نيازهاي جسمي عاطفي ، اجتماعي و اقتصادي افراد در سازمان ، به طور يكه قرار گرفتن در سطوح بالاتر هرم نيازهاي مازلو ، معمولا OSI افراد را مثبت تر خواهد كرد .
 
ميزان حقوق ، دستمزد ، تشويق و ترفيع سازماني افراد نقش مهمي در شكل دهي به خود انگاره سازماني افراد دارد . مطالعات لاك نشان دهنده اين نكته است كه حقوق و دستمزد ، به خصوص در حالت پرداخت منصفانه و عادلانه ، يك عامل تعيين كننده رضايت شغلي است . سيستم پاداش سازمان و اينكه تا چه حدي ، پرداخت ها بر اساس معيار عملكرد كاركنان صورت مي گيرد در شكل دهي به تصوير ذهني سازماني افراد موثر است .
 
ترفيع سازماني و ارتقاي ميزان ارزش سازماني افراد نيز در قالب افزايش حقوق ، ارتقاي مقام و مسئوليت سازماني ، اعطا آزادي بيشتر در تصميم گيري و غيره ، منجر به افزايش روحيه و شكل دهي تصوير ذهني سازماني مثبت در آنها مي گردد .  
3)  ميزان رضايت شغلي تاثير شديدي بر شكل گيري OSI افراد دارد . كار ملال آور باعث كاهش ميزان رضايت شغلي افراد و شكل دهي منفي به خود انگاره سازماني آنها مي شود و مشاغلي كه در آنها ، فرد نمي تواند از مهارت ها و توانائي هايش استفاده كند و يا جنبه تكراري دارند و هر روز آن مشابه قبل است ، باعث خستگي و بيزاري افراد از شغل و ايجاد تصوير ذهني سازماني منفي در آنها خواهد شد .
 
4)  نظام فرهنگ كار افراد كه بيان كننده ديدگاه آنها نسبت به كار و ميزان ارزشمند بودن آن براي افراد است يكي از عوامل مهم اثر گذار برشكل گيري OSI  آنها ميباشد .
 
5)  عوامل ديگري مثل سن ، ميزان ارشديت و سابقه ، تحصيلات نيز تاثير قابل ملاحظه اي بر نوع تصوير ذهني سازماني افراد دارد . به نظر مي رسد خود انگاره سازماني افراد با سن بالاتر و سابقه بيشتر ، نسبت به گروه مشابه با سن پايين تر و سابقه كاري كمتر، مثبت تر است .
                                   
     ب) عوامل سازماني
 
1)  اهداف ، آمال ارزشمند و نوع خط مشي هاي سازماني در شكل دهي به تصوير سازماني نيروي انساني ، تاثير مي گذارد به طوري كه اتخاذ يك خط  مشي غير منعطف و ديوان سالارانه در سازمان ، باعث برانگيخته شدن احساسات منفي شغلي در افراد خواهد شد در حالي كه حفظ خط مشي حمايتي و دوستانه باعث ايجاد و دوام تصوير ذهني سازماني مثبت در افراد خواهد شد .
 
    OSI براساس راهبردها و اهداف سازماني ، پيشرفت ها ي مستمر ، آموزش سازماني           مستمر ، نوع فرهنگ سازماني ، همكاري مفيد ميان كاركنان و اشخاص خارج از سازمان و ميزان هماهنگي ميان مرزهاي سنتي (داخلي و خارجي ) تشكيل مي گردد .
 
2)  نظام سازماني كار و مسائلي همچون وفاق سازماني ، مشاركت سازماني ، عدالت سازماني ، شبكه روابط كاري بين افراد ، نحوه مديريت منابع انساني ، مديريت صحيح زمان و نوع سياست ها و اقدامات اعمال شده سازمان ، از جمله عوامل اثر گذار برOSI سازمان هاست . به عنوان مثال پندار واهي كمبود وقت و تنگي زمان كه به دليل عدم مديريت بر زمان در سازمان ها بوجود مي آيد يكي از عوامل اثر گذار منفي بر تصوير ذهني سازمان هاست .
 
مبهم بودن مسائل در هر سازمان همچون اهداف ، تغييرات آينده و شرح مشاغل ، يكي از عوامل تشكيل خود انگاره سازماني منفي در افراد است . مشاركت و پاسخگوئي از ابزارهاي مهم شكل دهي تصوير ذهني مثبت سازمان هاست .
 
كيفيت ارتباطات متقابل بين نيروي انساني يك سازمان با يكديگر و ساير افراد مرتبط با سازمان و همچنين ميزان برقراري ارتباط مديران با زير دستان و حمايت از آنها و الگوهاي ارتباطات موجود در سطوح مختلف ، نقش مهمي در OSI  دارد .
 
3)  وضعيت اجتماعي سازمان مثل طبقه و منزلت اجتماعي ، موقعيت و اهميت اجتماعي ، نقشي كه سازمان در اجتماع دارد و همچنين ميزان هويتي كه نيروي انساني از سازمان كسب ميكند تاثير عميقي بر خود انگاره سازماني آنها خواهد داشت .
 
ورشكستگي اقتصادي سازمان و يا ميزان موفقيت هاي كسب شده سازمان در عرصه هاي مختلف رقابتي ، دارا بودن مهارت و فن آور يهاي تخصصي و فني قابل ملاحظه سازمان ، ميزان ارتباط آن سازمان با ساير سازمان هاي موفق و پيشرونده و خلاق ، محيط فرهنگي حاكم بر سازمان ، ميزان آزادي عمل افراد در محيط كار، توانمندي ها و استعداد ها ي موجود سازمان و محيط رقابت سازماني ، مهارت ها و شايستگي هاي موجود در بين نيروي انساني سازمان از جمله عوامل سازماني شكل دهنده خود پنداره نيروي انساني سازمان هاست .
 
 
 
منبع : كتاب تصوير ذهني سازماني نوشته دكتر محمود جهانگيري
فرستنده : Ashob